پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

47

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

انتظار دريافت اخبار قطعىترى دربارهء مراجعت شاه يا تعيين محلى كه بتوانم در آنجا به حضورش بار يابم ، هستم و به هر حال براى اخذ تصميم ماندن يا عزيمت ، بايستى در انتظار وصول جواب اين نامه باشم ، و در حقيقت سرنوشت مسافرت من به آن ، بستگى تام دارد . همان روز خانم‌هاى مسيحى عالىقدر گرجى كه اكنون در اصفهان هستند ، به منزل ما آمدند . آنان جمعا سه خواهر هستند ؛ ولى چون يكى از خواهران مريض بود ، فقط دو تن از ما ملاقات كردند . اين خواهران در سرزمين خود ، مالك زمين و ثروت بىشمارى بوده‌اند ؛ ولى در ابتداى جنگى كه بين شاه از ايران و تهمورس‌خان ، يكى از شاه‌زادگان بزرگ گرجستان « 1 » كه با آنان خويشاوندى دارد درگرفت ، يا به علت اين‌كه از حملهء صد هزار نفرى شاه غافلگير شدند و نتوانستند مانند تهمورس‌خان و ساير قواى او ، به موقع از جلوى سپاهيان بگريزند و يا به علت اين‌كه يكى از خويشان متنفذ آنان در خدمت شاه بود و تصور مىكردند بدين ترتيب ايمنى دارند ؛ بلافاصله تسليم شاه شدند و به ميل خود به اصفهان آمدند ؛ زيرا اطمينان داشتند كه چون به جانب شاه روى كرده‌اند ، مسلما رفتار شايسته‌اى در حق آنها خواهد كرد . ابتدا نيز احترامات زيادى نسبت به آنان انجام گرفت و شاه خلعت‌هاى ذىقيمتى به آنان اعطا كرد و ورودشان به اصفهان به معيت خدمه و غلامان با جلال و شكوه فراوان انجام گرفت و تمام جواهر و پول و اموال خود را نيز همراه داشتند . بعد از مدتى شاه سعى كرد اين سه خواهر و شوهر يكى از آنان را كه همسر خود را همراهى مىكرد ، مسلمان كند ؛ ولى آنها امتناع كردند و هدايا و تحف شاه را كه به اين مناسبت اعطا شده بود ، پس فرستادند . شاه به اين دليل و علاوه بر آن به علت اين‌كه خويشاوند نامبرده ، با حيله موفق به فرار شده بود ، و از طرفى جنگ با تهمورس‌خان نيز ادامه داشت ؛ آنان را مورد بىمهرى قرار داد و از آن تاريخ به بعد تقريبا به حالت نيمه زندانى مجبور شدند در اصفهان بمانند و اكنون اين زنان بيچاره از هر كمكى محروم شده‌اند و شاه نيز ديگر به آنان دينارى نمىدهد و به‌علاوه از وطن خود نيز به مناسبت وقوع جنگ ، هيچ‌گونه كمكى دريافت نمىكنند و در طى سال‌هاى متمادى اقامت خود در اصفهان ، هرچه داشته‌اند ، حتى غلامان خود را فروخته‌اند و به اندازه‌اى پريشان و بيچاره هستند كه حتى به قوت لايموت روزانه نيز محتاجند و فقط گاه‌گاهى نمايندگان مذهبى به آنان كمك‌هايى مىكنند .

--> ( 1 ) . تهمورس‌خان در سال 1605 ميلادى به جانشينى پدر ، يعنى داود شاه اول امير كاختىهاى گرجستان شد ؛ ولى بعد از تقريبا ده سال شاه‌عباس او را از اين مقام خلع كرد و چون تهمورس‌خان تسليم اين نظر شاه نشد ، جنگ‌هاى طولانى ميان او را و قواى ايران درگرفت كه منجر به انهدام قسمت زيادى از خاك گرجستان شد . - م .