پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

42

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

از امپراتورى ايران را تشكيل مىدهد و چون مردم قسمت‌هاى ديگر اين سرزمين نيز ، كم و بيش به زبان اين استان متكلم هستند ؛ بنابراين زبان را به طور كلى فارسى مىگويند . مردمان عجمى مسلمانان فعلى و اولادان ايرانيان باستان هستند ، كه دين خود را پس از تسلط اعراب تغيير دادند ، و به اين افراد تات هم مىگويند كه معناى گريزان از جنگ و رعيت مىدهد « 1 » . گروه ديگرى از مسلمانان قزلباش‌ها هستند كه قواى نظامى كشور و همچنين طبقهء نجبا را تشكيل مىدهند و از وضعيات و نظام چريكى آنها بعدا سخن خواهم گفت . قزلباشها اصلا از نژاد ترك‌هايى هستند كه در قرون گذشته به كشور مسلط شده بودند ؛ تا اين‌كه سر سلسلهء دودمان سلطنتى فعلى كه اصلا از نژاد عرب و از اعقاب پيغمبر اسلام است ؛ كم‌كم در دل مردمان راه يافت و موفق شد به كمك همين چريك‌هاى ترك كه از دست ارباب‌هاى خود به تنگ آمده بودند و او را مرشد و پيشوا مىخواندند ، ملك را از چنگ تركان به درآورد ؛ ولى اسلحه در دست قزلباش‌ها باقى ماند و تا به امروز نيز آن را حفظ كرده‌اند . جريان كار تا حدى كه من مىدانم از اين قرار است كه شيخ صفى جد بزرگ شاه فعلى كه از نژاد عرب و مردمى روحانى بود ، در اردبيل مىزيست و از اولاد على داماد پيغمبر اسلام بود كه در اين مذهب نسبت به او اختلاف نظرهاى زيادى وجود دارد . شيخ صفى از آن گروه مسلمانانى بود كه معتقدند اولادان على نسلا بعد نسل جانشينان پيغمبر اسلام هستند و امروزه دين رسمى ايرانيان همين است ؛ منتهى در آن موقع فقط عدهء كمى اين اعتقاد را داشتند ؛ در نتيجه حكمرانان زمان كه مانند تركان عقيده‌اى غير از اين داشتند ، به آزار او برخاستند . شيخ صفى در اردبيل از شهرت نيكوكارى به‌طور شايانى برخوردار بود و به خصوص چون عدهء زيادى از غلامان را خود آزاد كرده يا باعث آزادى آنان شده بود ، نه تنها در ميان اين دسته اعتبار زيادى داشت ؛ بلكه همهء آنان نسبت به او احترامى توأم با ارادت مذهبى داشتند و در نتيجه دستوراتش را با جان و دل مىپذيرفتند و به اوامرش گردن مىنهادند . شيخ صفى به اين ترتيب آيينى را بنيان نهاد كه امروزه به آن تشيع مىگويند و پس از مرگ او نيز اولادانش همان روش را ادامه دادند و طرفدارانشان روز به روز زيادتر شدند « 2 » . جنيد از نوادگان شيخ صفى تا به آنجا رسيد

--> ( 1 ) . تات يك كلمهء تركى است كه معنى « غير ترك » را مىدهد و تقريبا آن را به همان صورتى كه عرب‌ها لفظ عجم را به كار مىبرند استعمال مىكنند ؛ يعنى جنبهء تحقيرآميز دارد در اين مورد مىتوان به كتاب دايره‌المعارف اسلامى اثر پروفسور مينورسكى ( Minorsky ) ، ( جلد چهارم صفحات 733 تا 736 ) مراجعه كرد . م ( 2 ) . به طورى كه پروفسور لاكهارت در كتاب انقراض سلسلهء صفويه و اشغال ايران از طرف افغان‌ها مىنويسد ؛ -