پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
41
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
خواهم كرد و فقط مطلبى را كه اكنون بايد تذكر دهم اين است كه گبرها از نسل ايرانيان حقيقى هستند و سابقهء آنان حتى به زمان اسكندر مىرسد ، ولى اقوام مختلفى كه بعدا ايران را اشغال كردهاند ، آنها را سخت تحت فشار و عذاب قرار دادهاند ؛ به طورى كه امروزه تعداد گبرها كم است و فقط در سه شهر ايران از جمله اصفهان در محلهء جداگانهاى سكونت دارند . همانطور كه قبلا نيز اشاره كردم ، يكى از محلههاى اصفهان كه بايد بعدا به هم ملحق شده و شهر بزرگ چهار محلهاى اصفهان بزرگ را تشكيل دهند ، محلهء گبرهاست . اين چهار محله يا بهتر گفته شود چهار شهر به اندازهاى به هم نزديك هستند ، كه فقط خيابان زيباى چهارباغ و رودخانهاى كه وسط آن را قطع مىكند ، آنها را از يكديگر جدا مىسازد . اگر پل رودخانه را مركز قرار دهيم ، از قسمت شمالى آن ، يعنى زاويهء شرقى خيابان ، شهر اصلى اصفهان شروع مىشود و از آن زاويه به سمت غرب ، عباسآباد است و آن طرف رودخانه در قسمت جنوب عباسآباد ، محلهء جلفا قرار گرفته است و در مقابل اصفهان اصلى گبرآباد جاى دارد كه مختص اقامت گبرها يعنى همين طايفهاى است كه دربارهء آنها صحبت كردم . فرقههاى مختلف مسيحى نيز از قبيل آسورىها و گرجىها و به خصوص ارمنىها كه تعداد آنان زياد است ، در اصفهان ساكن هستند و ارمنىها كه غالبا تاجر و توانگرند ، تجارت كشور را به خصوص در مورد داد و ستد با تركها قبضه كردهاند . مسلمانها به دو دسته تقسيم مىشوند : گروه اكثريت عجمى هستند كه از نام عجم مشتق مىشود و ايران را به طور كلى به اين اسم مىنامند ، ولى نام پارس و پارسى كه از روى آن پرسيا و پرسيانو گرفته شده نيز به همان اندازه مصطلح است . پارس و پارسى در اثر تمايلى در زبانهاى اوليه عبرى به تبديل پ به ف وجود داشته است ؛ اكنون فارس و فارسى نيز گفته مىشوند . در اين صفحات ، امروزه فارسى و عجمى را مترادفا ذكر مىكنند و سبك « آجامينا » « 1 » كه ما در ايتاليا براى طلاكوبى و نقرهكوبى در روى فلزات به كار مىبريم ، از نام عجم مشتق شده است ؛ زيرا من در اينجا نظير اين كارها را زياد مىبينم ولى هيچيك از آنها به زيبايى كارهاى ايتاليا نيست . آنها كه بيشتر به وضعيت آشنا هستند مىگويند عنوان عجمى به مردم ايران به طور اعم اطلاق مىشود ؛ در حالى كه فارسى يا پارسى مربوط به مردم ايالت فارس است كه فقط قسمتى
--> ( 1 ) . Agiamina به طورى كه نويسنده نوشته است و تلفظ صحيح آن آجمينا ( Ageamina ) است ، عبارت است از كارى كه با تارهاى طلا و نقره بر روى فلزات ديگر انجام شده باشد و اين كلمه هنوز نيز مصطلح اهل فن است .