پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

25

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

كنيم ؛ مجبور شديم به يك حمام عمومى برويم و در رخت‌كن آن ، زير گنبد بخوابيم . شب ، بيش از بيست و پنج نفر زن ، به معيت همسر مالك قلعه به تماشاى ما آمدند . نه تنها كنجكاوى مردم در اينجا باعث تعجب است ؛ بلكه احترام فوق‌العاده‌اى كه در ايران به خارجىها مىگذارند ، بيشتر باعث حيرت مىشود . نزد شاه نيز وقتى صحبت ميهمان در ميان مىآيد ، ديگر كار تمام است . يكى از روحانيان مسيحى كه مقيم دربار ايران و فرستادهء پادشاه اسپانياست تعريف مىكرد : « زمانى شاه به مناسبت ورود يكى از شاه‌زادگان تاتار ضيافتى ترتيب داده بود كه مطابق معمول ، ميهمان‌هاى فراوان ديگرى نيز در آن حضور داشتند . اين شاه‌زاده با چكمه به مجلس آمد و با وجودى كه ميهمانى در باغ برگزار مىشد ، ولى براى رفتن به روى قالىها و مخده‌ها بايد آنها را از پا درمىآورد . براى اين منظور در حضور شاه جمعى به كمكش آمدند ؛ ولى چون شاه‌زادهء تاتار در موقع كندن چكمه‌ها نمىتوانست به روى پاى خود بايستد ، شاه به سمت او دويد و شانه‌هاى او را بغل كرد و چون متوجه شد كه روحانى مسيحى با تعجب به اين منظره مىنگرد ، رو به سمت او كرد و با خنده‌اى توأم با زيركى و فراست ضرب‌المثلى را كه در اينجا خيلى مصطلح است و اگر اشتباه نكنم اصل آن از گفته‌هاى همر به شمار مىرود ، تكرار كرد و گفت : « ميهمان حبيب خدا است » و به اين ترتيب تعجبى ندارد كه من نسبت به او چنين احترامى قائل باشم ؛ « زيرا ميهمان من است و در نظر من مقامى از اين والاتر نمىتواند داشته باشد » . اكنون برگرديم به جريان مسافرت . يكشنبه شب را در آبادى بزرگى كه در اين صفحات با توجه به حد معمولى دهات مىتوان آن را شهر ناميد و اسمش دهه يا دهك بود ، در خانهء تميز و مناسبى به سر آورديم و دوشنبه در يك كاروان‌سراى كهنه و نيمه خراب كه در محل متروكى به نام عليور قرار داشت ، مانديم . علت ترك محل از طرف اهالى بدى آب آن است كه اجازهء سكونت به هيچ‌كس نمىدهد . سه‌شنبه به كاروان‌سراى ديگرى با همان شرايط در محلى به نام چالى سياه رسيديم و همانجا استراحت كرديم ؛ در اين محل ، نوكر يكى از روحانيان مسيحى مقيم اصفهان كه از فرقهء كرملىهاى برهنه‌پاست « 1 » و از سه روز پيش طبق دستور روحانى مزبور در انتظار ما بود به ملاقات من آمد .

--> ( 1 ) . Carmelitani Scalzi : گروه مبلغان مسيحى كه فعاليت زيادى دارند و خدمات بىشمارى تاكنون نسبت به دين خود انجام داده‌اند . - م .