پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
26
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
اين روحانيان كه از طرف پاپ مقيم اصفهان و بسيار مورد علاقهء شاه هستند ؛ به وسيلهء نامههاى من از ورودم مطلع شده بودند و توسط مردى كه به استقبال من آمده بود ، از جريانى كه بين آنان و يكى از مشاورين اصلى شاه ، كه در شهر اصفهان ساكن بود و به او وزير مىگفتند ، اتفاق افتاده بود ؛ مطلع شدم . وى به وسيلهء اين روحانيان و ديگران ، از ورود من مطلع شده و اينطور تلقى كرده بود كه ميهمان شاه هستم - روحانيان قبلا به من توصيه كرده بودند كه به منظور كسب شهرت و شخصيت ، خود را چنين معرفى كنم - ؛ زيرا چون فهميده بود اهل رم و بيگزاده ، يعنى از اصيلزادگان هستم ، پيشنهاد كرده بود به استقبال من آمده و سپس در خانه به ملاقاتم آيد و ديگر بزرگان قوم را نيز وادار به اين كار كند ؛ ولى روحانيان كه مطلع شده بودند من به دلايلى نمىخواهم در حال حاضر اين قبيل تشريفات انجام گيرد ، از طرف من از او درخواست كرده بودند كه هيچ يك از اين آداب را به جا نياورد ؛ زيرا مايلم در اصفهان ناشناس باشم . دليل آن را همچنين ذكر كرده بودند كه صلاح نيست قبل از معرفى به شاه ، در محل ديگرى ديده شوم و با اشخاص ديگرى آشنايى پيدا كنم . فقط خواهش كرده بودند محلى براى سكونت در اختيار من بگذارد . اين دلايل مورد قبول وزير واقع شده و او را قانع كرده بود . با وجود اين ، معلوم بود فقط براى جلب رضايت ما به اين قبولى تن در داده است ؛ زيرا به نظر او ممكن بود شاه ، بعدا از او مؤاخذه كند كه چرا وظيفهء خود را در اين باره به كمال انجام نداده است . به هر حال او بلافاصله منزل شايستهاى كه تعلق به شاه داشت و مختص اقامت ميهمانان عالىقدر او بود براى من در نظر گرفته بود و من با وقوف به اين جريان ، روز چهارشنبه بيست و دوم فوريه ، در حالى كه قبلا عدهاى را براى آگاهى روحانيان مسيحى و كسب اطلاع از نشانى خانه فرستاده بودم ، طرف شب ، يعنى اندكى پس از غروب آفتاب ، وارد شهر اصفهان شدم « 1 » . روزهاى اول به انجام تكليفهاى مربوط به ديد و بازديد از روحانيان گذشت كه جمعى از آنها فرستادهء پاپ و عدهاى ديگر فرستادگان پادشاهان بودند و به نظر من همهء آنها ارزش فوقالعادهاى داشتند و از اينكه خود را در بين كسانى مىديدم كه به زبان من آشنايى داشتند و بعضا به آن متكلم بودند ؛ احساس شادمانى مىكردم .
--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده دربارهء طرز تلفظ صحيح كلمهء اصفهان توضيحاتى مىدهد كه ترجمهء آن زايد به نظر رسيد . - م .