پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

24

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

واقعا مىتوانم بگويم تا به حال رقص به اين خوبى و دلپذيرى نديده بودم . پنجشنبه را در خانهء مناسبى كه در آبادى بزرگى به نام شهركرد وجود داشت ، به سر آورديم و روز جمعه در انگوان بيتوته كرديم . در اينجا فرصت صحبت با زنان خوش لباسى را يافتيم كه به ديدن ما آمده بودند و به خصوص يكى از آنان كه خانم‌آغا ناميده مىشد ، به اندازه‌اى دوست‌داشتنى و با لطف و ملاحت بود ، كه باعث شد تمام روز بعد را نيز در آن محل بگذرانيم ؛ زيرا مىخواست خانم معانى را به حمام ببرد و آرايش كند و به‌علاوه در تمام مدت ، خانه از ساز و آواز و رقص خالى نبود . روز يكشنبه از كوهستان صعب و پربرفى گذشتيم و شب در كراوند كه جاى بزرگى بود ، در خانه‌هاى خصوصى به سر آورديم و از صحبت و مجالست زنان زيبا برخوردار شديم . روز دوشنبه بعد از يك راه‌پيمايى پرتعب ، به شهر گلپايگان « 1 » رسيديم كه مشابه همدان و فقط قدرى كوچك‌تر از آن است . چون هنوز شب نشده بود ، از شهر عبور كرديم و بيرون ديوار آن ، در كاروان‌سرايى منزل گزيديم كه ساختمان نو و زيبايى داشت ، منتهى چون هيچ چيز در آن يافت نمىشد و از طرفى به علت برآمدن شب ، تهيهء آذوقه از بيرون امكان‌پذير نبود ، سخت گذشت . سه‌شنبه در محلى استراحت كرديم كه اونيشون خوانده مىشد . در آنجا به خانه‌هاى زنانى كه بسيار مؤدب و زيبا و خوش لباس بودند ؛ وارد شديم و يكى از زنان كه « آغا بىبىچه » نام داشت ، به علت اين‌كه شوهر پير نصيب او شده بود ، منتظر بود تا كسى به حرف‌هايش توجه كند ، و او زبان به شكايت از روزگار بگشايد . قاطرچىهاى ما كه دهشان در حوالى همان محل بود ، براى اين‌كه به خانه بروند ، به عذر خستگى حيوانات متوسل شدند و اظهار داشتند بايد آنها را عوض كنند . به اين جهت ما را ترك كردند و وعده دادند حداكثر بعد از يك روز مراجعت كنند ؛ ولى بازگشت آنان تا جمعه بعدازظهر ، به طول انجاميد و من كه اندكى خشمگين شده بودم ، با وجودى كه ديروقت بود ، علىرغم ميلشان دستور حركت دادم ؛ تا در مقابل اين خلف وعده آنها را قدرى تنبيه كرده باشم و چون شب شده بود مجبور شديم در كاروان‌سراى ديگرى در همان دهكده ، كه از محل اوليه دور تر قرار داشت ، بيتوته كنيم . دوشنبه در قلعه‌اى مرتفع كه بر روى تخته سنگ عظيمى ساخته شده و به نام‌هاى رحمت‌آباد و كونيران خوانده مىشد ، اقامت گزيديم منتهى چون نتوانستيم خانه‌اى براى گذرانيدن شب پيدا

--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده شرح مىدهد كه گلپايگان مركب از چه كلماتى است و از ترجمهء آن براى احتراز از اطالهء كلام خوددارى شد . - م .