پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
356
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
جالب توجهتر از همه اينكه صورتش را نيز با برگهاى اكليلزده به رنگ طلايى آراسته بودند و اين ديگر يكى از چيزهاى عجيب عالم بود . دور عروس چراغهاى متعددى چيده بودند و روى صورت او تور ابريشمى صورتى رنگى قرار داشت كه بر آن نقش يك خورشيد طلايى به چشم مىخورد . بانوان تمام شب زدند و خواندند و رقصيدند و براى اينكه نسبت به مردان نيز محبتى كرده باشند ، بعضى اوقات جلو ما نيز اين كارها انجام دادند . معمولا در بين ايرانيان زنان با روى باز در حضور مردان حاضر نمىشوند و ارمنىهاى عيسوى نيز ، به تبعيت از آداب و رسوم كشور ، اين كار را نمىكنند ؛ ولى چون ما فرنگى بوديم و طرز زندگيمان متفاوت بود ، زنهايمان برايشان اهميتى نداشت با روى باز جلو مردان حاضر شوند و بايد اضافه كنم كه گرجىها نيز عينا مثل ما رفتار مىكنند . موقعى كه ما فقط با خودمان هستيم طبق آداب و رسوم مسيحى رفتار مىكنيم و موقعى كه ايرانىهاى مسلمان هم حضور دارند زنهاى ما روى خود را مىپوشانند و طبق رسوم آنان رفتار مىكنند ؛ ولى اين پيروى از آداب و رسوم اسلامى منحصر به همان روگرفتن است . رقص توأم با آواز بانوان خالى از لطف نيست و آنان در عين خواندن مىرقصند و به بدن خود هزاران گونه حركات مليح و جذاب مىدهند . آوازها عبارت از تصنيفهايى است كه مناسب وضع مجلس است ، و بانويى كه سردستهء رقاصههاست شعرى مىخواند و به جاى مخصوصى كه رسيد همگى با هم جملاتى را تكرار مىكنند . يك بانوى آسورى كه دوست خانم معانى بود و بيگى خانم ناميده مىشد و گرچه روى زيبايى نداشت ولى بسيار شيرينبيان بود و قد و بالاى رشيدى داشت ، اين آوازها و رقصها را خوب مىدانست و به اين مناسبت غالبا سردستگى بانوان را بر عهده داشت . من اين صحنهها را دوست دارم و به اين مناسبت حتى بدون عروسى نيز غالبا در منزل ما از اين خبرها هست ؛ زيرا در اين صفحات زنان جز ديد و بازديد تفريح ديگرى ندارند و اين ملاقاتها غالبا توأم با خوردن و نوشيدن و خواندن و رقصيدن است و ملاقات و صحبت به نحوى كه در نزد ما مرسوم است در اينجا مفهومى ندارد . ما بدون اينكه به ميهمانهاى خارجى نيز احتياجى داشته باشيم ، خودمان به اندازهء كفايت زنان و دخترانى كه از رقص و آواز اطلاع داشته باشند در خانه داريم و روىهمرفته تعداد آنان به ده - دوازده نفر مىرسد « 1 » كه همه ، موقع روز و شب آمادهاند تا حاضران را سرگرم كنند .
--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده به معرفى يكيك اين بانوان و دوشيزگان مىپردازد ، كه براى اجتناب از تطويل كلام ، از ترجمهء آن خوددارى شد . - م .