پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

355

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

كليساى ديگر را نيز مىپردازد ، و به‌طور كلى كليساهاى متعددى به نام ابن خواجه معروف است . اين مرد نيكوكار ، در شهرهاى اطراف نيز مرتبا مشغول عمران و آبادى است و كار مهم ديگرى نيز انجام داده كه بسيار درخور ستايش است به اين معنى كه در جنگ‌هاى گذشتهء ارمنستان و گرجستان ، موقعى كه هزاران هزار مسيحى آواره و دربه‌در و عدهء زيادى از آنان گرفتار و اسير شدند ، وى براى رضاى خاطر خدا با پول خود نزديك به چهل هزار نفر را خريد و آزاد كرد و پسران را به پدران و زنان را به شوهران و خويشان را به يكديگر رسانيد و از تفرقهء آنان جلوگيرى كرد ؛ و چون براى انجام اين منظور خداپسندانه پول كافى نداشت و نمىتوانست ابريشم خود را نيز به فروش برساند از خان شيروان ، كه فرزند يكى از ارامنهء مسيحى است ، پول قرض كرد و ابريشم و ديگر اموال خود را نزدش گرو نهاد « 1 » . اكنون مىتوانيد پيش خود مجسم كنيد كه علت انتخاب پسر عموى اين مرد و بزرگ شدهء او به عنوان داماد خانواده چه بوده است و علاوه بر جلب رضايت برادر و خواهر عروس ، كه در اصفهان حاضر بودند ، نامه‌اى نيز به مادرش نوشتم و موافقت او را با اين ازدواج جلب كردم . روز چهاردهم فوريه يكى از خواهران داماد به خانهء ما آمد و براى عروس چشم‌روشنى آورد . اين چشم‌روشنى طبق رسوم يكى از اشياى مورد علاقهء زنان از قبيل سينه‌بند ، گوشواره ، دست‌بند و امثال آن بايد باشد ، كه آورنده با دست خود ، عروس را با آن زينت مىدهد . در آن موقع دوران روزهء ما آغاز شده بود ؛ منتهى ارامنه كه هنوز از تقويم قديم استفاده مىكنند ، در هفتهء آخر كارناوال به سر مىبردند و فكر كرديم بهتر است مراسم را در همان هفته انجام دهيم تا به تأخير نيفتد . روز جمعه پانزدهم فوريه خانهء ما پر از بانوان متعدد ارمنى و گرجى و آسورى و مسلمان بود و اندكى بعد از نيمه شب ، داماد به اتفاق خويشان خود ، با صداى نقاره و طبل و آلات موسيقى ديگر ، به خانهء ما وارد شد و بدون اين‌كه قادر به ديدن عروس باشد تا صبح با ما به صحبت نشست . زيرا رسوم و عادات محل چنين اقتضا مىكند . البته در تمام مدت نواهاى موسيقى ادامه داشت . عروس در اتاق ديگر به سر مىبرد و تمام شب را بدون اين‌كه بخوابد با بانوان ديگر به گفت و شنود مشغول بود . وى طبق رسوم و عادات محل آرايش شده و دست‌هايش حنا بسته بود ؛

--> ( 1 ) . لاكهارت در يادداشت‌هاى خود مىنويسد كه نام صحيح اين ارمنى خواجه آوتيك باباكيان ، و بانى اصلى ساختمان كليساى مريم مقدس در اصفهان بوده است خواجه آوتيك در سال 1639 ميلادى وفات يافت . - م .