پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

354

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

از دوازده بار ابريشم نداشته است ، در طى جلسهء ملاقات ، براى خوش‌آيند شاه و بدون جلب موافقت ديگران ، اظهار داشته است كه اهالى جلفا راضى هستند براى هر بار ابريشم پنج تومان يعنى پنجاه سكه ، به اعلىحضرت بدهند ، به شرطى كه به آنها اجازه داده شود ابريشم خود را از راه تركيه حمل كنند ؛ زيرا زندگى تمام آنان به اين امر بستگى دارد . شاه كه اكنون اين حرف در گوشش فرو رفته ، مايل است ابريشم فقط از راه تركيه به همه جاى دنيا حمل شود ، تا از هر بار پنج تومان نصيب او گردد . ولى صاحبان ابريشم به اين نحوهء عمل راضى نيستند و كسانى كه دويست - سيصد بار ابريشم دارند ، چنان تنگ حوصله شده‌اند كه به هر حيله‌اى متوسل مىشوند تا اين مبلغ گزاف را نپردازند . اكنون كه بحث ارامنه را پيش كشيدم ، اين خبر را نيز لازم است به شما بدهم كه بعد از مذاكرات چند ماهه ، سرانجام در آخرين روزهاى ايام كارناوال ، ازدواج خواهر بانو معانى را ، كه سومين دختر خانواده است ، و همان‌طور كه قبلا نوشتم بانو معانى از مدت‌ها پيش به اين طرف او را براى هم‌صحبتى به نزد خويش آورده است ، عملى ساختيم . اسم خواهر زن من لعالى است كه از اسم لعل ، يعنى يك سنگ قيمتى ، مشتق مىشود . شوهر او يكى از ارامنهء جلفاست و خواجه آستواز آتور خوانده مىشود ، كه در زبان ارمنى معنى آن خداداد است ، ولى ما به‌طور خلاصه او را خواجه زاتور صدا مىكنيم . من اين جوان بيست و چهار ساله را از بين خواستگاران متعدد انتخاب كردم ، زيرا گرچه از متمول‌ترين افراد ارامنه نيست ، ولى مسلما از لحاظ اصالت فاميلى از محترم‌ترين آنان محسوب مىشود و بسيار تربيت شده است و به‌علاوه عموزاده و دست‌پروردهء خواجه آبديك ، از بزرگان ارامنه است كه همه به او احترام مىگذارند ( اين جوان در بچگى پدر و مادر خود را از دست داد و در نتيجه خواجه آبديك او را بزرگ كرد و به تربيتش همت گماشت ) . خواجه آبديك نه تنها كاتوليك خوبى است و به همهء فرنگىها علاقه‌مند است ، بلكه اصولا به اندازه‌اى باتقوا است كه مىتوان گفت آينهء مذهب و مسيحيت شرقى است . او با وجودى كه داراى فرزندان متعددى است ، دارايى خود را بيش از آن‌كه صرف مخارج خانه كند ، براى بناى كليساها و تزيينات آنها از قبيل چراغ و قنديل‌هاى زرين و سيمين و تابلوها و تصاوير گران‌بها خرج مىكند و اكنون در جلفاى اصفهان ، كه شاه‌عباس پس از خراب كردن جلفاى ارمنستان در كنار ارس ، ارامنه را به آنجا كوچ داده است ، نزديك به ده كليساى خوب وجود دارد كه يكى از آنها را خواجه آبديك ساخته و تمام مخارج آن را به عهده گرفته است و قسمت اعظم مخارج يك