پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
353
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
شده حالم رو به بهبود است و وضع روحىام نيز بهتر شده و مىتوان گفت سرفه هم قطع شده و جز مختصرى از آن باقى نمانده است . در اين ايام ارمنىهاى مسيحى جلفا يا بهتر بگويم تعداد زيادى از آنان كه داراى مقام و منزلتى هستند به فرحآباد نزد شاه رفتند ، تا هدايايى تقديم كنند ؛ زيرا حدس زده بودند كه چون مدتى است از او ديدن نكردهاند اوقاتش تلخ شده است . شاه قبلا از اصفهانىها در اين مورد گله كرده بود و در نتيجه كلانتر شهر ، كه بسيار مضطرب و پريشان شده بود ، براى جلوگيرى از مجازات ، به اتفاق عدهاى از مردم سرشناس شهر ، كه همگى آنان نيز گرفتار ترس و هراس شده بودند ، با هديههاى گرانبها به سوى فرحآباد رونهاده بود و شاه كه از اين جريان مطلع شده بود ، پيغام فرستاده بود كه خودش به زودى به اصفهان خواهد آمد ، بنابراين لازم نيست آنها از جاى خود حركت كنند و تصريح كرده بود كه اوقاتش از آنان تلخ نشده است . ارمنىها به فرحآباد رفتند و شاه به خوبى از آنها استقبال كرد و بنا به رسوم معمول به آنها خلعت داد و از هدايايى كه برايش برده بودند ، فقط چند چيز جالب ساخت خارجه را برداشت و دستور داد به جاى بقيه ، سيصد تومان پول نقد بپردازند و ارامنه نيز اين پول را كه معادل سه هزار سكه است ، بلافاصله فراهم كردند و پرداختند . قبل از اينكه آنان شاه را ملاقات كنند ، برايشان پيغام فرستاده بود كه منظورشان چيست و آيا آمدهاند درخواست كنند به آنها اجازه داده شود به تركيه ابريشم بفرستند ، يا قصد ديگرى دارند ؟ ارامنه جواب داده بودند كه درخواستى در اين باره ندارند و مأموران عالى مرتبهء دربار نيز آنها را برحذر داشته بودند كه مبادا خواهشى در اين زمينه از شاه بكنند ، زيرا صلح با تركها جز يك امر ظاهرى بيش نيست و دشمنى ديرين بيش از هميشه برقرار است ، و دير يا زود جنگ ديگرى ميان دو كشور اتفاق خواهد افتاد . يك ارمنى ، كه از فرحآباد بازگشته بود ، روز سيزدهم فوريه اين اخبار را به من داد و گفت كه در فرحآباد چهل هزار خانوادهء ارمنى و دوازده هزار خانوادهء گرجى و هفت هزار خانوادهء يهودى و در حدود بيست هزار خانوادهء مسلمان اهل شيروان و عدهاى از مردم گيلان و سرزمينهاى ديگر زندگى مىكنند كه اهالى بومى و درباريان را نيز بايد به اين رقم اضافه كرد . اين مطالب را مىنويسم تا متوجه شويد كه تشكيل اين شهر با چه مقياس وسيعى شروع شده است و مرتبا وسعت و جمعيت آن رو به فزونى است ، منتهى بايد صبر كرد و ديد آيا بعد از مرگ شاهعباس نيز اين وضع ادامه خواهد داشت يا شيرازهء كار از هم خواهد گسيخت . بعدا شنيدم يكى از ارمنىهايى كه شخصا نيز زياد به امر حمل ابريشم علاقهمند نبوده و بيش