پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
330
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
هنوز مدتى از ورود سفير ترك نگذشته بود كه شاه دستور داد جار زدند همه بايد براى مراجعت به قزوين آماده باشند ؛ در نتيجه همگى مقدمات سفر را فراهم كرديم و به تدريج رو به آن شهر به راه افتاديم . من يكى از كسانى بودم كه تصميم گرفتم در اولين فرصت حركت كنم ، زيرا باروبنهء فراوانى داشتم و بهعلاوه شنيده بودم كه جاده گلآلود شده است و اگر اندكى صبر كنم و اردو حركت كند ، گرفتار مشكلات فراوانى خواهم شد . روز بعد از ورود سفير ، يعنى بيست و يكم اكتبر ، طرف غروب ، اردبيل را ترك كردم و بعد از طى يك فرسنگ ، در دهى كه داشكسن ، يعنى سنگتراش ناميده مىشود توقف كردم . روز بعد ، يعنى دوشنبه بيست و دوم ، سه فرسنگ راه رفتيم و شب را در دهى به نام تاجى بيوك ، كه قبلا نيز آن را ديده بوديم ، به سر آورديم . روز بعد ، بسيارى از غلامان شاه و افراد ديگرى را كه حامل باروبنهء شاه بودند ملاقات كردم ؛ زيرا اكنون كه خطر مرتفع شده ، شاه دستور داده است آنها را از محلى كه قبلا قرار داده بود به اردبيل حمل كنند تا در مسافرتهاى بعدى خود مورد استفاده قرار دهد . غروب سهشنبه ، بعد از يك راهپيمايى طولانى و طى پنج فرسنگ ، به ده گيوى رسيديم و به خانهء زن بسيار خوشرويى وارد شديم . وى تمام دوستان و آشنايان خود را نيز صدا كرد و زمانى كه در آنجا بوديم ، به شوخى و خنده برگزار شد . همان شب ، شيخعلىبيگ ، داروغهء قزوين ، نيز وارد اين ده شد ؛ زيرا شاه وى را با عجله روانهء قزوين كرده بود تا در آنجا مراسم چراغانى را به مناسبت ورودش ترتيب دهد . قاصد يكى از دختران شاه نيز از همين ده عبور كرد تا به اصفهان نزد بانوى خود برود و من نامههاى خود را به او دادم . وى گفت بعد از عزيمت من سفير مسكوى ، كه مدتها همه در انتظار او بودند ، به اردبيل آمد و در همان خانهاى كه من بودم اقامت كرد . منتهى هنوز موفق به ديدن شاه نشده است ؛ زيرا در اين سفر رنجور شده و شاه دستور داده است بعدا به قزوين بيايد تا ترتيب شرفيابى او و سفير شاهسليم ، فرمانرواى هند ، با تشريفات كامل داده شود . بعد از گيوى جاده به دو قسمت منشعب مىشود . يكى همان راهى است كه من موقع آمدن از آن استفاده كردم و از درهء معروف پردليس مىگذرد ، و ديگرى شرقىتر است و چون شاه نيز از همان جاده قصد مراجعت كرده بود ، حدس زدم براى مسافرت در فصل زمستان مناسبتر باشد . ولى بعد از اينكه اين راه را انتخاب كردم ، به فوريت دريافتم كه دست كمى از آن ديگرى ندارد و بسيار گلآلود و خراب است و از نقاط كوهستانى مىگذرد . به هر حال ، شب را در ده زيبايى به نام