پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
313
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
عثمانى عادت بر اين جارى است كه اگر قسمتى از افراد هنگام شب هدف حمله و چپاول دستهاى از قواى دشمن واقع شوند ، دستههاى ديگر از جاى خود حركت نمىكنند و به يارى آنان نمىشتابند ، مگر اينكه از طرف فرمانده دستور خاصى صادر شده باشد . دليل اين كار اين است كه قواى تركها زياد و مركب از سربازان ملل گوناگون است و به اين ترتيب ، مختصر غوغا و آشوب شبانه ممكن است باعث شود دستههاى مختلف به جان يكديگر افتند و به جاى سربازان دشمن افراد خودى را از پاى درآورند . بنابراين دستههاى مختلف سپاهيان ترك ، مخصوصا آنها كه دور تر از قسمتهاى اصلى چادر مىزنند ، هميشه در معرض حملهء دشمن هستند و هرگاه با خطرى مواجه شوند ، ناگزير به تنهايى و بىآن كه اميدى به يارى ساير دستهها داشته باشند به مدافعه مىپردازند و وقتى يك چادر مورد حمله قرار بگيرد ، چادرهاى اطراف با وجودى كه اين منظره را مىبينند به كمك ياران خود نمىشتابند و حتى بانگ و فريادى نيز برنمىآورند و خلاصه اينكه هر كس فقط مواظب خودش بايد باشد . شاهعباس كه به جملهء اين امور آگاه است ، راهزنان را به حملات شبانه تشويق مىكند و مقرر كرده است تا آنچه را كه به غارت گيرند از آن خودشان باشد ؛ ولى بعد از هر حمله ، راهزنان مكلف هستند تعدادى سر افراد دشمن را براى شاه بفرستند و هر كسى بيشتر بياورد ، اهميتش بيشتر مىشود و احيانا جايزهاى نيز دريافت مىكند و به هر حال اسمش را در دفتر مخصوصى مىنويسند تا در موقع خود ، خدماتش را در نظر بگيرند . با اين حملات و غارتهاى شبانه واقعا صدمات زيادى به دشمن وارد مىشود و بهعلاوه وقتى اردوى خصم نزديك است ، تعداد زيادى از سربازان حتى بدون كسب دستور به اين كار مبادرت مىكنند و بزرگان قوم نيز افراد خود را براى اين كار مأمور مىسازند . مطلب جالب اين است كه يغماگران هرچه اسلحه و اشياى ديگر از اين راه كسب كنند در اختيار ارباب خود مىگذارند و فقط سرهاى بريدهء دشمن است كه به نام ارباب و در مقابل اخذ انعامى براى شاه فرستاده مىشود ، و شاه خيلى توجه دارد ببيند چه كسى براى او بيشتر سر دشمن را هديه مىكند . اين رسم مشكلات بزرگى را هم ايجاد مىكند ، به اين معنى كه راهزنان و حتى سربازان به طمع جايزهء احتمالى شاه از ريختن خون هموطنان خود نيز دريغ ندارند و سر مردم بىگناه و بىخبر را نيز مىبرند . چنانكه شنيدم ، يكى از خانهاى بدنهاد جمعى از رعاياى ارمنى خود را ، كه مانند تركها ريش بلند داشتند ، سر بريده و به جاى سربازان ترك به شاه تحويل داده است ؛ به همين سبب اين روزها دور شدن از اردو هنگام شب براى كسانى كه خيلى سرشناس نيستند ، كار