پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

308

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

وظيفه دارد در مقابل هر تعرضى دفاع كند و ترك‌ها هستند كه همه ساله بدون هيچ موجبى به خاك ايران حمله مىبرند و خرابىهاى فراوانى به بار مىآورند . ادعاى آنان چيست و چه درخواستى دارند ؟ چه دليلى مىتوانند براى اين عمل خود ارائه دهند ؟ وى اضافه كرد كه اردبيل محلى است كه تمام نياكان او نزد شاه‌صفى به خاك سپرده شده‌اند ؛ ولى او تمام استخوان آنها را مجبور شده است بيرون آورد و به جاى امن‌ترى منتقل كند - شايد اين گفته راست بود ، شايد هم دروغ ؛ ولى بيشتر احتمال داشت راست باشد - و تمام شهر را نيز آتش خواهد زد و مزارع را نابود خواهد كرد بنابراين بهتر است ترك‌ها بيايند و اين منظره را ببينند . شاه تصريح كرد كه مايل به جنگ با ترك‌ها نيست ، زيرا مىداند كه آنان از لحاظ تعداد بسيار بر قواى او برترى دارند و منتظر روز نبرد هستند ؛ ولى گذاشته است تا شمشير شاه‌صفى دمار از روزگارشان برآورد و معدومشان كند بنابراين آنها مىتوانند پيش بيايند و او مرتبا عقب‌نشينى خواهد كرد و همه چيز را خواهد سوزانيد و از بين خواهد برد و وقتى آنان خوب پيش‌روى كردند و موقع لازم فرارسيد ، دست به كار خواهد شد و نخواهد گذاشت حتى يك نفر از ترك‌ها به وطن خود مراجعت كند . پس از اين حرف‌ها ، شاه غضبناك شد و يا شايد خود را غضبناك نشان داد و كلانتر را صدا كرد و با صدايى بلند به نحوى كه همه از جمله سفير ترك شنيدند ، دستور داد كه همه ، شهر را تخليه كنند و مردم با تمام اسباب و اثاثيهء خود از اردبيل خارج و به جاى امن‌ترى منتقل شوند . وى تأكيد كرد كه اين دستور بايد بلافاصله اجرا شود و هر كس از آن تخلف كند ، به فوريت به قتل خواهد رسيد . كلانتر فورا براى اجراى فرمان شروع به اقدام كرد و دستور شاه به اطلاع همگى مردم اردبيل رسيد . به نحوى كه ناگهان جنب و جوش عجيبى در شهر پيدا شد و هر كس هرچه داشت يا بار مىكرد و يا به ثمن‌بخس مىفروخت تا اسب و حيوانات باركش ديگر تهيه كند و از مهلكه دور شود ؛ ولى شاه بعدا طى دستور محرمانهء ديگرى به كلانتر تعليم داد كه فقط همسايه‌هاى خانهء سفير را از شهر خارج كند و ترتيبى بدهد كه خروج آنان از جلو خانهء سفير انجام گيرد ، به نحوى كه او آنها را ببيند و به تخليهء شهر معتقد شود ؛ ولى ديگران از جاى خود حركت نكنند و كسانى هم كه به اين ترتيب شهر را ترك كرده‌اند ، پس از طى نيم فرسنگ ، مجددا از راه ديگرى به‌طور مخفيانه به جاى خود بازگشت كنند . اين عمل شاه براى فريب دادن ترك‌ها به نظر من بسيار بچگانه بود . مضافا به اين‌كه ترك‌ها آدم‌هاى بسيار ظنينى هستند . با وجودى كه دستور شاه به‌طور دقيق اجرا شد ، ولى قبل از غروب ،