پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

267

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

مىگويند شاه چندين بار قصد كرده است اين دو پسر را هلاك كند ، تا از شر آنان خلاص شود ، ولى امامقلىخان با محبتى كه نسبت به اين نژاد دارد ، هر بار وساطت كرده و جان آنها را نجات داده است ؛ به هر حال وى نسبت به اين خانواده محبت زيادى روا مىدارد و با آنان رفتارى كه شايستهء شأن شاه‌زادگان است مىكند . مادر تهمورس‌خان در دين خود كمال ثبات و استقامت را دارد و مىدانم يكى از دوستان من ، كه نمىخواهم نامش را ذكر كنم ، اخيرا يك تصوير مريم مقدس را ، كه مىدانست از مدت‌ها پيش مورد درخواست اين بانوست ، مخفيانه براى او فرستاده است . گمان مىكنم بايد انتظار داشت ، به زودى در ايران تغييراتى ظهور كند ؛ زيرا در حقيقت گرجىها ، به علت تعداد و قابليت خود ، قسمت عمدهء سپاه ايران را تشكيل مىدهند و شاه نيز آنقدر جوان نيست كه فكر كنيم همهء اين افراد قبل از او بميرند . به عبارت ديگر ، عده زيادى از اين گرجىها كه شاهد خرابىهاى كشور خود به دست او بوده‌اند ، و گرچه ظاهرا مسلمان شده‌اند ولى در باطن به دين اصلى خود وفادار مانده‌اند ، بعد از او زنده خواهند بود . خاطرهء فرزندان و برادران و زنان و خويشان اين افراد ، كه يا در گرجستان هستند و يا در جنگ كشته شده‌اند ، هنوز در آنان باقى است و به محض اين‌كه فرصتى دست دهد ، تعدادى زيادى از ايشان حاضرند قيود فعلى را پاره كنند و به انتقام بىعدالتىهاى گذشته برپا خيزند . صرف‌نظر از قشون ، تمام شهرها بلكه تمام خانه‌هاى ايران نيز پر از زن‌هاى گرجى است و به اين ترتيب اگر گرجىها در داخل كشور اسلحه بردارند از پشتيبانىهاى زيادى برخوردار خواهند شد . به‌علاوه نبايد فراموش كرد كه فرزندان تهمورس‌خان در اين كشور به سر مىبرند و حتى بعيد نيست خود تهمورس‌خان ، كه هنوز جوان و هم‌سن من است و مىتواند سال‌هاى متمادى زندگى كند ، روزى با يك قيام حكومت ايران را به دست بگيرد ، كما اين‌كه مملوكين نيز در قاهره قيام كردند و سلطان را سرنگون ساختند « 1 » . من سعى مىكنم به ملاحظات فوق خيلى با امامقلىخان دوست باشم و به همين مناسبت بود كه آن روز ، يعنى يكشنبه بيست و نهم ژوئيه ، همان‌طور كه قبلا نيز يادآور شدم ، به اتفاق پدر مقدس به ديدن او رفتم . خان نسبت به ما محبت زيادى كرد و علاوه بر اين‌كه صبحانهء مفصلى مركب از مرباهاى عالى و ديگر چيزهايى كه از مهمانى شب قبل باقى مانده بود به ما داد ، به‌طورى كه

--> ( 1 ) . لازم به توضيح نيست كه اين حدس نويسنده هيچ‌وقت صورت تحقق نيافت و گرجىها وضع بهتر از آنچه داشتند نيافتند و حتى خاندان امامقلىخان نيز در زمان صفويه به كلى منقرض شد . - م .