پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
232
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
اينگونه مواقع سربازان و سرداران سپاه بر آنها طمع نبرند و ، به قصد منزل كردن در آنجا ، صاحبخانه را بيرون نيندازند . خانههايى كه به ما نشان دادند از اينگونه بود و من چون مشاهده كردم بايد زنان و مردان بىگناهى به خاطر ما از خانه و مسكن خود رانده شوند ، زير چادر در كنار چشمهء كوچكى كه به نام پدر تختهبيگ ، مهماندار من در فرحآباد ، كه روزى با قدرت زياد در اين صفحات حكمرانى مىكرده است ، چشمهء شيخ احمد خوانده مىشد ، منزل كردم . اكنون دربارهء شهر مطالبى به اطلاعتان برسانم : قزوين شهر بزرگى است كه مركز قسمت بزرگى از ايالت آذربايجان محسوب مىشود . اين شهر قبل از اين كه شاهعباس از آن متنفر شود ، پايتخت بود و بهطورى كه مىگويند تنفر شاه عباس از آن به علت پيشگويى يك نفر منجم است كه گفته او در اين شهر خواهد مرد يا گرفتار مصايب زيادى خواهد شد . شهر داراى حصار نيست و سكنهء آن ، مانند اهالى هر شهرى كه بر سر راه واقع شده باشد ، غالبا از بازرگانان و سوداگران هستند . خانهها بد و وضع آنها ، بهخصوص از بيرون ، رقتآور است و از وقتى دربار از اينجا منتقل شده ، غالب آنها به خرابى گراييدهاند . خيابانها بسيار بد و باريك و كج و معوج و پر گرد و خاك است و به علت تابش خورشيد و كوتاهى ديوار خانهها ، عبور از آنها با زحمت انجام مىگيرد . ساختمانهاى بازار نيز بسيار بىقواره و زشت است ، ولى مغازهها همه پر از خوراك و پوشاك و كالاهاى مختلف هستند . روىهمرفته رونق قزوين كه اين همه در جهان شهرت يافته است ، خيلى كمتر از آن چيزى بود كه فكر مىكردم ؛ درست برعكس اصفهان كه خيلى بيش از حد تصور من زيبا بود و واقعا بايد گفت شاهعباس مرد با سليقهاى است . چيزى كه در قزوين جلب توجه مرا كرد ، درب شاهى بود كه در يك ميدان بزرگ واقع شده است . اين درب نقاشى نشده و فاقد تزيينات طلايى است ، ولى عظمتى بهسزا دارد و در پس آن ، نخست دالان مرتفعى قرار گرفته كه دربانها در آن جاى دارند و بعد حياط بزرگ و زيبايى واقع شده كه پر از درخت چنار است و كسانى كه صبحها در انتظار خروج شاه ايستادهاند از سايهء آنها استفاده مىكنند . جلو حياط در محل سربستهاى يك حوضخانه ساخته شده كه بالاى آن يك تالار نسبتا طويلى است و صوفىها در آن اطعام مىشوند . در قسمت چپ ديوار مقابل حياط ، درب دالان ديگرى واقع شده كه مخصوص بارعام شاه است و بعد از اين دالان ، درب سومى قرار دارد كه شاه براى بارعام از آنجا وارد مىشود و در قسمت چپ همين دالان درب ديگرى است كه اگر شاه بخواهد با اسب وارد شود از آن استفاده مىكند . در دالان اول طاقنماهايى است كه قسمتى از آن در اختيار غلامان شاه است و در قسمت ديگر ، صندوق و وسايل سفر و