پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
233
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
پيشكشىها را قرار مىدهند . از اين گذشته بايد بگويم تاكنون داخل خانه شاه را نديدهام و از خارج نيز چيز جالب توجه ديگرى وجود ندارد . دومين چيزى كه در قزوين توجه مرا جلب كرد ، ميدان بزرگ است كه دور از قصر شاهى و در حوالى بازار واقع شده و گرچه به زيبايى ميدان اصفهان نيست ، ولى طولش به همان اندازه و عرضش تقريبا يك سوم طول است . علت بزرگى اين ميدان ، وجود زمين چوگان در آن است و دروازههاى اين بازى نيز يكى در بالا و ديگرى در پايين ميدان استوار شدهاند . طاقنماها همه قديمى و بد هستند ، ولى دو قصر كوچك سلطنتى با ايوانهاى متعدد ، يكى در اين طرف و يكى در آن طرف ميدان ، ساخته شده تا در موقع تماشاى چوگان بازى از آنها استفاده شود . ايوان يكى از اين خانهها با پرده پوشيده شده است و گمان مىكنم مخصوص حرمسرا باشد ؛ زيرا در پشت آن نيز باغچهاى است . بزرگترين عيب ميدان اين است كه چون ديوارهاى بازار كوتاه است ، دائما در معرض تابش آفتاب قرار گرفته و فقط اول شبها مردم مىتوانند براى قدم زدن و تفريح به آنجا روى آورند . اطراف ميدان را درخت كاشتهاند ، ولى آنها هنوز كوچك هستند و استفادهاى نمىرسانند . جوىهاى باريكى نيز در پاى اين درختان جريان دارد . دورتادور ميدان را دو رج طارمى چوبى كشيدهاند و در وسط آنها و كنار درختان ، حوالى جوىهاى آب ، گياهان مختلفى كاشتهاند كه تصور مىكنم بوتههاى گل باشد و به هر حال چيز جالبى است . شاه تقريبا هر شب با اسب وارد ميدان مىشود و تمام اعيان و اشراف براى اداى سلام و مراسم احترام ، قبلا سوار اسب در آنجا حاضر هستند . صبحها نيز در مقابل درب شاهى بارعام انجام مىشود ، ولى اين امر كمتر اتفاق مىافتد و چه بسا مردم ساعتها آنجا مىايستند و شاه بيرون نمىآيد ، به همين مناسبت رغبت عمومى به ميدان بزرگ بيشتر است ، زيرا شاه را در آنجا خيلى به آسانى مىشود ديد و بهعلاوه جا فراوان است و اشكال و مقررات زيادى هم براى اين كار وجود ندارد . ميدان را همه روز عصر ، چندين سقا با مشك آب مىپاشند . بهطورى كه كاملا خنك مىشود . قبل از اينكه شاه وارد شود ، مردم دستهدسته در گوشه و كنار با هم به صحبت مشغول مىشوند ، و همين كه شاه سواره وارد ميدان شد ، كسانى كه پياده به آنجا آمدهاند ، پشت نردههاى چوبى كه گرداگرد ميدان كشيده شده ، يا زير اتاقها و طاقنماهاى اطراف ميدان ، يا روى بامهاى مرتفع اتاقها مىروند . سواران نيز گرداگرد ، جلو نردهها ، صف مىكشند و به اين ترتيب وسط