پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

210

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

فراموش مىكند . به نظر من علت اين‌كه وى هميشه حتى در جنگ‌ها زنان خود را همراه مىبرد ، وجود همين شوخىها و تفريح‌هاست تا به كمك آنها ، تلخى زندگى را از ياد ببرد ؛ در صورتى كه اشخاص ناوارد اين عمل را نتيجهء ميل سيرنشدنى او به زنان تلقى مىكنند . زنان حرم شاه سعى دارند هر كدام خود را بيشتر به او نزديك سازند ، و موجبات شادىاش را فراهم كنند ، ولى از حسادت‌هاى زنانه در آنجا خبرى نيست و يا لااقل در ظاهر سعى مىكنند آن را پنهان سازند . اكنون كه شمه‌اى از طرز زندگى شاه را بيان كردم و از جلسهء ملاقات طولانى خود با او در روز صليب مقدس و مهربانىهايى كه نسبت به من كرد ، سخن گفتم ؛ اجازه مىخواهم دنباله مطلب را بگيرم و به ذكر بقيهء ماجرا بپردازم . روز شنبه پنجم ماه مه شاه اشرف را ترك كرد و از بيراهه به سمت فرح‌آباد روان شد . قصد وى از اين سفر بيشتر تفريح و شكار بود و به اتفاق زنان حرم‌سرا ، كه آنان نيز سوار بودند ، اسب مىراند . من در اشرف ماندم ، زيرا وى فرمان داده بود بعد از عزيمتش تمام عمارت و باغ را به من نشان دهند . وزير مازندران بدين منظور ديروقت به سراغ من آمد و به اتفاق ، به ديدن قصر رفتيم . قصر در يك طرف خيابان زيبا و طويلى كه طرفين آن را باغ و چمن پوشانيده است ، قرار گرفته و وزير به من گفت ، در نظر است در آنجا بازار يعنى يك سلسله دكان و مغازه در محل سرپوشيده ساخته شود . در طول راه ، وزير محل‌هاى ديگرى را نيز به من نشان داد كه براى ساختن كاروان‌سرا و ميدان و حمام عمومى و امثالهم در نظر گرفته شده . شاه سعى مىكند روز به روز اين شهر را پرجمعيت‌تر سازد و بدين منظور دائما از ساير نقاط ، مردم را بدانجا كوچ مىدهد . بعد از درب ورودى كه بايد طبق معمول پياده از آن عبور كرد ، چمن‌زار زيبا و وسيعى است كه اشخاص براى ديدار شاه در آنجا مىايستند ، زيرا بايد توجه داشت كه وى هرگز در تالار يا اتاق عمارت شاهى بارعام نمىدهد و هميشه پياده در حياط و يا سوار بر اسب در ميدان‌هاى عمومى اشخاص را مىپذيرد . سمت چپ چمن‌زار تپه‌اى است كه قسمتى از آن طبيعى و قسمت ديگر مصنوعى است و با خاك دستى درست كرده‌اند . پاى اين تپه ، يك حمام عمومى ساخته مىشود كه فعلا مشغول بناى آن هستند و عوايدش به شاه تعلق خواهد گرفت . بالاى تپه يك باغ مخفى براى زنان شاه ساخته‌اند كه دور تا دور آن را ديوار قطورى فراگرفته و داراى برج و بارو است . مرا به سوى اين باغ هدايت كردند و ملاحظه كردم كه محوطهء آن پر از درختان گل و سبزه‌هاى خوش‌بو و