پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
204
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
بقيهء مردم به امور جنگى كارى ندارند و شايد اصلا نمىدانند اسلحه چيست . گفتم نزد ما كافى است زنگها به صدا درآيد ، تا بلافاصله هزاران هزار نفر مرد مسلح و آشنا به قوانين و قواعد جنگى ، در هر كجا لازم باشد ، گردآيند . دربارهء وضع فانوسهاى دريايى و علامات آنها نيز با يكديگر صحبت كرديم و گفتيم با اين علامتها به زودى تمام نقاط دورافتاده از جريان ماوقع مطلع مىشوند . اين مطالب را شاه ، با علاقهء تمام گوش مىداد و چون بسيار تيزهوش است ، قادر بود آنها را در چند كلمه براى اطرافيان به نحوى كه آنان بفهمند ، توضيح دهد . در آخر از من پرسيد : چرا پادشاه اسپانيا با كشتىهاى جنگى خود ، دهانهء درياچه احمر را نمىبندد تا قاهره و ساير شهرهاى مصر ، گرفتار قحط و غلا و مواجه با مشكلات عظيم شوند ؟ اين يك نظريهء قديمى شاهان ايران است ، كه آن را طى نامههاى متعدد به اطلاع پادشاهان پرتغال نيز رسانيدهاند و شاهعباس از طرفداران سخت آن است و گمان مىكنم دون روبرتوشرلى انگليسى كه سابقا سفير شاه ايران در رم بود و اكنون نيز مجددا به عنوان سفير شاه نزد پاپ و دربار پادشاه اسپانيا به آن صفحات عزيمت نموده است ، اين فكر را در مغز او جاى داده باشد . پرتغالىها هزاران بهانه آوردهاند كه اين عمل را انجام ندهند ، ولى همهء آنها به نظر من پوچ است ، زيرا سابقا چنين كارى را با موفقيت انجام دادهاند و حتى ضمن عبور از درياچه احمر ، عدهء زيادى از آنان خود را تا حوالى كوه سينا رسانيدند و از همين طريق موفق شدند قواى خود را به نيروهاى پادشاه حبشه كه مسيحى است ، ملحق سازند و به كمك او مصايب عظيمى بر تركها وارد آورند . اكنون پرتغالىها از اين نحوه اقدام ، سر باز مىزنند و بهانهء آنها اين است كه در هندوستان گرفتار هستند ؛ ولى يك چنين جنگى ، واقعا به نفع آنان تمام مىشد ؛ زيرا بهطورى كه خودشان اعتراف مىكنند ، مرتبهء پيش ، از غنايمى كه به چنگ آوردند ، توانستند مخارجى انجام دهند كه در غير آن صورت ، برايشان ممكن نبود . معاذير ديگر پرتغالىها نيز در اين زمينه نمىتواند مسموع باشد ؛ زيرا هماكنون انگليسىها فرمانرواى اين دريا هستند و بدون اجازهء آنها ، هيچ كشتى هندى حق عبور ندارد و به همين دليل پادشاهان هند ، به پرتغالىها معترض هستند كه يا بايد تمام دريا را در اختيار خود بگيرند ، يا ديگر خود را فرمانرواى مطلق آن دريا ندانند ، و اجازهء عبور از كشتىهاى هندى مطالبه نكنند ؛ زيرا در اين دريا برترى و تفوق با ناوگان انگليسى است . نمايندگان دولت اسپانيا در هند ، يعنى در گوآ ، اكنون به فكر افتادهاند كه اين وضع را كمى