پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

203

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

جزو فرنگستان محسوب نمىشود ؛ گفت : اراضى بسيارى در مجارستان نيز به دست او مسخّر شده است و با وجودى كه اين حرف حقيقت محض بود ، من براى دفاع از مسيحيان گفتم : ما قسمت اعظم اين سرزمين را سال‌ها پيش ضمن جنگ ، از ترك‌ها پس گرفتيم . شاه گفت : تنها اوست كه مجدانه با ترك‌ها مىجنگد و اگر او نبود ، ترك‌ها تا رم پيش رفته بودند . با قيافهء جدى جواب گفتم ؛ نمىدانم ، ولى بارها شده است كه ميان ايرانيان و ترك‌ها حالت جنگ برقرار نبوده و با وجود اين ، سلطان عثمانى به خيال جنگ با ما نيفتاده ، و يا اگر به اين عمل مبادرت كرده ، با تحمل خسارات فراوان ، به سر جاى خود بازگشته است . البته مىتوانستم بگويم كه او به علت اجبار و فقط براى دفاع ، با ترك‌ها جنگ مىكند ؛ ولى ما داوطلبانه مىجنگيم و آنها را به اين كار تحريك مىكنيم ، به‌علاوه جنگ پرثمرى كه ما در مجارستان با ترك‌ها كرديم ، باعث شد كه شاه با استفاده از موقعيت ، شهر تبريز و ساير شهرهاى آذربايجان را ، كه اكنون با غرور از آنها صحبت مىكند ، پس بگيرد و اين امر را در حقيقت بيش از آنچه مديون قدرت نظامى خود باشد ، مديون بخت و طالع است ؛ ولى اين مطالب را نخواستم بر زبان بياورم ، زيرا در حالى كه اين قدر به من محبت مىكرد ، صلاح نبود خشم او را برانگيزم ، مضافا به اين‌كه مىدانستم خودش بيش از هر كس به كنه قضايا آشنايى دارد ، منتهى نمىخواهد آن را بازگو كند . در واقع اگر ميان ترك‌ها و ايرانيان اين دريايى كه ما را از ترك‌ها جدا مىكند ، وجود نداشت ؛ شايد آنها هرگز با يكديگر نمىجنگيدند و بهتر بگويم مطلقا با اسم يكديگر نيز آشنا نمىشدند . به تقليد شاه ، با كبر و غرور خاصى گفتم : مسيحيت از ترك‌ها هيچ‌گونه ترسى ندارد و آنان چه در جاى ديگر مشغول جنگ باشند ، چه نباشند ، براى ما فرقى نمىكند و مثلا مملكت پاپ كه بزرگ هم نيست ، حتى اگر قدرت ترك‌ها چهار برابر هم بشود ، از آنان وحشتى در دل حس نمىكند . چون اگرچه ما آنقدر نيرو نداريم كه به خارج گسيل داريم ، ولى براى حفظ و حراست سرزمين خودمان ، عدهء سربازان ما از شماره خارج است ؛ زيرا در صورت بروز چنين واقعه‌اى ، همه سرباز محسوب مىشوند و پول‌دار و بىپول اسلحه برمىدارند و براى دفاع از خانه و زن و فرزند خود ، مىجنگند « 1 » . به اين مناسبت وضع مدافعان غيرنظامى جوامع غربى را كه در مشرق‌زمين مشابه آن وجود ندارد ، تشريح كردم ، زيرا در شرق ، گذشته از سربازان حقوق‌بگير ،

--> ( 1 ) . مطالب صفحات اخير ، در روى نسخهء خطى از طرف سانسور وقت حذف شده و در نتيجه در هيچ‌يك از چاپ‌هاى بعدى كتاب ، منعكس نشده است . - م .