پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
193
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
پس از آن ، شاه با اطرافيان خود از پاپ سخن گفت و توضيح داد كه چگونه او رئيس مسيحيان و جانشين عيسى يا به قول او عيسىالمسيح است . بعد گفت بسيارى از عيسويان نيز از پاپ اطاعت نمىكنند و با هم اختلاف دارند و در دنيا هفتاد و دو فرقه عيسوى وجود دارد . نمىدانم اين اطلاعات را شاه از كجا به دست آورده بود و به هر حال دربارهء آداب و رسوم مختلف فرقههاى عيسوى و طرز روزه گرفتن و تشريفات مذهبى آنان مطالبى بيان داشت و تصور مىكنم آنها را از اتباع مسيحى خود فراگرفته بود . پس از آن گفت : عيسويان على را نيز مقدس مىدانند و مردم اسپانيا او را سانياگو « 1 » و ساير عيسويان او را سانجورجو « 2 » مىنامند و شمشيرى را كه شواليههاى فرقه سانياگو در اسپانيا به گردن مىاندازند ، ذوالفقار يعنى تيغ دو سر على است كه در آن واحد دو ضربهء مهلك وارد مىآورد . كسانى كه على را سانجورجو مىدانند ، هميشه وى را با شمشير و نيزه مجسم مىكنند و او را سرباز و سواركار دليرى مىشمارند . من براى كشف حقيقت گفتم كه آنان سه شخصيت متفاوت هستند و سانياگو و سانجورجو به كلى با يكديگر فرق دارند ؛ زيرا اولى از حواريون مسيح است و طبعا نمىتواند با سانجورجو يكى باشد و دربارهء شمشير و صليبى كه شواليههاى اسپانيا به گردن مىآويزند نيز توضيحات كافى دادم ؛ سپس سانجورجو را معرفى كردم و گفتم كه مدتى بعد از سانياگو به شهادت رسيده است و آن هر دو عيسوى بوده و مدتها پيش از على و محمد كه اصلا نامى از ايشان در كتب عيسوى نيست مىزيستهاند ؛ ولى شاه كه كاملا در اشتباه بود ، همچنان پافشارى مىكرد كه هر سه يك نفر هستند و آنچه او مىگويد ترديدپذير نيست . او نخست از مترجم پرسيد كه ارمنىها سانجورجو را چه مىنامند و آيا او را مقدس مىدانند يا خير « 3 » . . . ؟ سپس از بعضى از خواجههاى حاضر در مجلس كه نژاد آنها گرجى يا چركسى بود ، و به خصوص از يوسف آقاى خواجهباشى همين سؤال را كرد و پاسخ شنيد كه همه على را مقدس مىدانند و براى او احترام فوقالعادهاى قائل هستند .
--> ( 1 ) . San Iago : يكى از حواريون عيسى كه در سال 44 ميلادى به قتل رسيد . وى همان كسى است كه به اصطلاح فرانسوى « سنژاك » خوانده مىشود . ( 2 ) . San Giorgio : يكى از اصيلزادگان رم قديم كه به دين عيسى گرويد و در سال 303 ميلادى به قتل رسيد . وى همان كسى است كه به اصطلاح فرانسوى « سنژرژ » خوانده مىشود . - م . ( 3 ) . در اينجا نويسنده توضيح مىدهد كه خود ارامنه نيز در اين باره اشتباه مىكنند و سانجورجو را از سانسرجو ؟ ؟ ( San Sergio ) تشخيص نمىدهند . - م .