پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
192
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
قسطنطنيه ، كه ايرانيان « عثمانلى » مىگويند ، سخن مىگفتم و اين زبان با تركى ايرانيان كاملا متفاوت است ، شاه كه سخن مرا نفهميده بود ، سؤال كرد آيا مترجمى همراه خود دارم يا خير و چون مترجم خود را به نام يعقوب كه از ديوانخانه دور نبود صدا زدم ، شاه كه مرد عجولى است چندين بار با صداى بلند اين نام را تكرار كرد و گمان نمىكنم پادشاه اسپانيا ، حتى اگر دنيا هم در مقابل او خراب شود ، چنين كارى انجام دهد . مترجم به درون آمد و شاه پرسيد از چه كشورى است . يعقوب جواب داد ارمنى است ، شاه گفت : پس تو هم فرنگى هستى ؟ - زيرا ايرانيان همه عيسويان حتى ارامنه را هم فرنگى مىخوانند - مترجم در پاسخ گفت كه فرنگى نيست و ارمنى است و وقتى در جواب سؤال شاه اسم ده خود را كه در نخجوان واقع شده بر زبان آورد ، شاه تصديق كرد كه حق با او است و اهالى آن ده همه ارمنى هستند و حتى يك فرنگى هم در آنجا پيدا نمىشود . حالا مىتوانيد تصور كنيد شاه چه حافظهء عجيب و غريبى دارد و چگونه از جزئيات اوضاع و احوال كشور پهناور خود واقف است . سپس شاه از يعقوب پرسيد كه زبان مرا در كجا آموخته است و آيا به ديار ما سفر كرده است يا خير . مترجم جواب داد ايتاليايى را در اصفهان از كشيشان فرنگى و به خصوص پدرجووانى آموخته است - در ايران پدرفراجووانى تاداو دىسانتاليزئو خليفهء كرملىهاى برهنهپا را همه به نام پدرجووانى مىخوانند . مترجم گفت كه مدتها در خدمت اين كشيش به سر مىبرده و حتى زمانى كه شاه او را به مأموريت خاصى به روسيه فرستاده بود ، با وى همراه بوده است . شاه سپس از مترجم پرسيد ، آيا من روحانى هستم و زن دارم ، مترجم جواب داد كه من كشيش نيستم و كشيشان كاتوليك بهطور كلى زن نمىگيرند . وى توضيح داد كه من زن دارم و شغلم سربازى است ؛ خود من نيز اين موضوع را تأييد كردم و شاه اين مرتبه خطاب به من اظهار داشت كه آيا سپاهى يعنى سرباز پياده هستم يا سواركار و سپس از مترجم پرسيد كه در كجا زن گرفتهام ؛ جواب گفتم : در بغداد ؛ پرسيد كه زن من كيست ، در پاسخ گفتم : مسيحى و اهل ماردين است . سپس شاه از طايفهء زنم سؤال كرد ، گفتم : آشورى است و به عربى سخن مىگويد . شاه گفت : در ميان آشورىها چند دسته عيسوى وجود دارد و پرسيد ، وى از كدام دسته است . اظهار داشتم از كلدانىها است كه مذهب كاتوليك دارند و از پاپ اطاعت مىكنند و به اين ترتيب با نسطوريان و يعقوبيان و آسورىهاى ديگر فرق فاحشى دارند . بانو معانى گرچه منسوب به طايفهء نسطوريان و كلدانى است ؛ ولى خدا را شكر كه در حال حاضر نه تنها كاتوليك است ، بلكه از قوانين مذهبى لاتين تبعيت مىكند .