پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

157

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

جريان بدين قرار است كه يكى از سركردگان مسيحى ساكن منطقه‌اى ، به نام منگرليا « 1 » - يا شايد ايالت ديگرى به نام گوريل « 2 » كه به طرابوزان نزديك‌تر است و به نظر من قسمتى از كلخوزستان را تشكيل مىدهد - در اطراف درياى سياه كه به نظرم يكى از شاه‌زادگان گرجى است و از آيين مسيحىهاى يونانى پيروى مىكند ، موقعى خواستار دوستى قزاق‌ها شد و ضمن ارسال نامه و هدايا و به‌خصوص يك صليب طلايى ، كه در آن سرزمين‌ها نشانه‌اى از ايمان به مسيحيت است ، آنها را به كشور خود دعوت كرد . به عنوان جملهء معترضه بايد گفت كه چون انگليسىها صليب دوست ندارند ، از نظر مسلمانان و به‌خصوص شاه ايران مسيحيان بدى به شمار مىروند ولى قزاق‌ها به صليب احترام مىگذارند و به هر حال ، بعد از اين‌كه در اثر دعوت اين شاه‌زاده به قلمرو او رفتند ، چون مورد محبت فراوان قرار گرفتند و از طرفى نسبت به ترك‌ها واقعا كينه مىورزند ، اكنون از كشتىهاى حامل كالاهاى تجارتى اين شاه‌زاده دفاع مىكنند و آنها را از گزند ترك‌ها مصون نگه مىدارند . به تدريج اين فكر در قزاق‌ها ايجاد شده كه بايد با شاه ايران اتحادى برقرار سازند و شايد شاه‌زادهء گرجى نيز در ايجاد اين فكر سهيم بوده است ، زيرا اصولا مىتوان گفت كه آنها فقط توسط وى از وجود سرزمين ايران آگاهى حاصل كرده‌اند . در ماه‌هاى گذشته چند فروند كشتى حامل دو هزار مرد جنگى قزاق به نزديكى آب‌هاى ايران آمد . نخست تمام آنان اظهار تمايل كردند كه در ساحل پياده شوند و كشتىهاى خود را در سرزمين دوست باقى گذارند ، تا خدمات خود را شايد هم به قصد غارت و غنيمت عليه ترك‌ها در اختيار شاه ايران ، كه در تمام ممالك همسايه در دشمنى با آنان شهرت فراوان دارد ، بگذارند ؛ ولى بعدا چون متوجه شدند كه با عدم آشنايى به موقعيت نمىتوانند كار زيادى از پيش ببرند و به‌علاوه به علت اين‌كه از شاه ايران كه داراى مذهب واحدى با آنان نبود زياد اطمينان نداشتند ، تصميم گرفتند فقط چهل نفر از زبده‌ترين افراد خود را به ساحل پياده كنند و به آنان مأموريت دهند به دربار شاه رفته و توجه او را جلب سازند كه همگى حاضرند هر كجا كه فرمان دهد ، شمشير خود را در اختيارش بگذارند و با دشمنانش به جنگ برخيزند . اين عدهء چهل نفرى به ساحل پياده شدند و چند قايق نيز با خود برداشتند كه در صورت لزوم با آنها مراجعت كنند . آنان پس از اين‌كه در سواحل منگرليا يا گوريل پياده شدند ، بسيار مورد

--> ( 1 ) . Mengrelia ( 2 ) . Guriel