پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

156

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

آنان اعمال نفوذ كند و اگر قزاق‌ها در خاك گرجستان نيز به كمك ايران داراى پايگاهى شوند ، نه تنها با قدرت و سهولت بيشترى به آزار ترك‌ها خواهند پرداخت ، بلكه به كمك شمشير ايرانيان مىتوانند براى هميشه قسمت‌هايى از خاك تركيه را به تصرف درآورده و نگه‌دارى كنند - امرى را كه تا به حال به علت كمى افراد و سكونت در ماوراى درياى سياه نتوانسته‌اند انجام دهند . من فكر كردم از هر جهت صلاح است كه اين اتحاد انجام پذيرد ، تا با يارى لهستان قزاق‌ها تشويق شده و در آينده نه فقط براى دزدى و فرار ، بلكه به پشتيبانى ايرانيان براى فتح قسمت‌هايى از خاك تركيه ، مثلا طرابوزان و اطراف آن ، اقدام كنند و در اين طرف درياى سياه نيز همان‌طور كه هميشه مورد نظر من بوده است براى خود قلمرويى تشكيل دهند . هر كس از عقل بهره‌اى داشته باشد مىتواند استفادهء مسيحيت را از انجام اين نقشه تشخيص دهد ، زيرا پادشاه ايران از هيچ فرصتى براى صدمه رسانيدن به ترك‌ها كوتاهى نمىكند و در اين راه طالب دوستى شاه‌زادگان و ملل مسيحى است و مسلما براى قزاق‌ها نيز پشتيبانى ايرانيان گرچه داراى مذهب ديگرى هستند اهميت دارد . اگر من واسطهء اين نزديكى قرار گيرم ، گمان نمىكنم با عدم موفقيت روبه‌رو شوم ، زيرا قزاق‌هاى لهستانى كه مسيحى بوده و اغلب كاتوليك هستند مىتوانند به من اعتماد داشته باشند و از طرف ديگر ، چون يكى از اتباع پاپ هستم كه پادشاه ايران با او داراى روابط دوستى زيادى است و به كنه قضايا نيز آشنايى كامل دارم و به‌علاوه مسئله را به نيكوترين وجهى مطرح خواهم كرد ، تصور نمىكنم شاه از ابراز اعتماد نسبت به من دريغ ورزد . البته اشكالات زيادى هم در كار است ؛ از جمله اين‌كه در كلخوزستان راه قابل استفاده و معلوم وجود ندارد و شايد لازم باشد از راه دريا يا زمين نقاطى را تقويت كرد و در صورت اقتضا بنادرى را به وجود آورد ، و به‌علاوه بين ايران و قزاق‌ها هيچ‌گونه ارتباطى برقرار نيست ؛ بنابراين من آمادگى خود را براى حل مشكلات موجود عرضه خواهم داشت و در اين راه از رنج سفر به ماوراى درياى سياه به منظور انجام مذاكرات با قزاق‌ها نخواهم هراسيد و سپس با كمال ميل پيغام آنها را براى ايرانيان بازپس خواهم آورد . اصولا با اين قصد بود كه از اصفهان عازم شدم و در فرح‌آباد به دربار شاه آمدم و كس ديگرى را نيز به همين منظور به قسمت غرب اعزام داشتم . اين شخص يكى از قزاق‌هايى بود كه چندى بعد از من از حوالى درياى سياه به فرح‌آباد آمده بود و اكنون علت آمدن او را شرح مىدهم .