پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

مقدمهء مترجم 18

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

و يكى از خدمهء پاپ نزاعى درگرفت ، كه طى آن مستخدم هندى به شدت مضروب شد و او كه ناظر اين صحنه بود صبر خود را از دست داد و با شمشير مستخدم پاپ را از پاى درآورد ؛ ولى بلافاصله متوجهء اين خبط عظيم خود شد و براى رهايى از عواقب خشم پاپ ، و از بيم مجازات به قلعهء يكى از نجباى وقت پناه برد و از همانجا به ناپل رفت ؛ ولى دوستانش در رم بىكار نماندند و به خصوص يكى از خويشان وى به نام كاردينال فرانچسكو « 1 » كه از خانوادهء پرقدرت باربرينى « 2 » ها و مورد كمال علاقهء پاپ بود ، توانست براى او كسب بخشايش كند و در نتيجه پيترو دلاواله به رم بازگشت و تا پايان زندگى خود ، در آنجا به‌سر برد و زندگى سابق خود را ادامه داد ؛ يعنى باز خانهء او مركز رفت و آمد دوستان و مشتاقان شنيدن داستان‌هاى هيجان‌انگيزش شد و مجمع ظرفا ، كه پيترو از عنفوان شباب عضو آن بود ، به وى ايل‌فانتاستيكو ، يعنى اعجوبه « 3 » لقب داد . مرگ پيترو دلاواله در آوريل 1652 اتفاق افتاد و جسد او را نيز در كليساى آراچلى دفن كردند . فرزندان وى هيچ يك شهرتى نيافتند و برعكس بعد از مرگ پدر ، چنان در رم به شرارت و ماجراجويى پرداختند ، كه همهء آنها مجبور به ترك اين شهر شدند ، و به اتفاق مادر خود در آوربينو « 4 » اقامت گزيدند . شهرت جهان‌گرد ايتاليايى پس از چاپ خاطراتش ، كه قسمت اعظم آن پس از مرگ وى انجام گرفت ، رو به فزونى رفت . وى اولين جهان‌گردى بود كه به دومين هرم مصر وارد شد و شايد اولين كسى بود كه سنگ‌نوشته‌هاى تخت جمشيد را براى جهان غرب تشريح كرد و آثارى از خطوط قديمى آسورى را با خود به اروپا برد . سفرنامهء پيترو دلاواله به مشرق‌زمين ، به سه قسمت تقسيم مىشود : تركيه ، ايران و هند ؛ ولى فقط قسمت مربوط به تركيه در زمان حيات نويسنده به چاپ رسيد و قسمت‌هاى دوم و سوم بعد از مرگ وى انتشار يافت . تمام اين سفرنامه به صورت نامه‌هاى متعددى است كه وى از مشاهدات خود در مشرق‌زمين به رشتهء تحرير درآورده و بدون شك يكى از جالب‌ترين سفرنامه‌هايى است كه تا به حال نوشته شده ؛ زيرا حس ملاحظهء اين جهان‌گرد واقعا كم‌نظير است و با چنان دقت و ظرافتى صحنه‌هاى مورد مشاهدهء خود را شرح مىدهد ، كه خواننده تصور مىكند ، خود ناظر آن صحنه‌ها بوده است و چون وى با زبان‌هاى تركى و فارسى و عربى و تا حدى قبطى و كلدانى آشنا بود ، توانست مطالبى را بفهمد و بنويسد كه جهان‌گردان ديگر با عدم آشنايى به

--> ( 1 ) . Francesco ( 2 ) . Barberini ( 3 ) . Il Fantastico ( 4 ) . Urbino