پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
153
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
دستههايى از قزاقها در روسيه كه همان مسكوى است ، نزديك درياچهء خزر يا كنار ولگا به سر مىبرند ، و جماعتى ديگر از آنها كنار درياى سياه و نقاط متعدد ديگرى كه به كشور لهستان تعلق دارد زندگى مىكنند . من هرگز قصد نداشتهام قزاقهاى روسى را با ايرانيان متحد كنم ، زيرا قزاقهاى روسى علاوه بر اينكه كاتوليك نيستند و از فرقههاى مذهبى يونان ، كه نسبت به ما لاتينها نظر خوشى ندارند ، پيروى مىكنند ، به مناسبت دورى از تركيه نمىتوانند صدمهء زيادى به اين كشور وارد سازند ؛ و از همه گذشته روابط آنان با ايرانيان تعريفى ندارد و در درياچهء خزر و ولگا به كشتىهاى بازرگانان ايرانى مرتبا دستبرد مىزنند . با وجودى كه فرمانرواى مسكوى با شاه ايران ادعاى دوستى مىكند و گاهگاهى ميان دو كشور سفير رد و بدل مىشود ، ولى بايد گفت اين دوستى فقط ظاهرى است و در باطن هيچيك از آنان يكديگر را دوست ندارند و اختلافات زيادى كه ناشى از همسايگى است هميشه بين دو ملت در بين است . قصد من اين است كه ايرانيان را با قزاقهاى ساكن لهستان ، بهخصوص آن دسته كه در ساحل درياى سياه به سر مىبرند ، متحد سازم . اين عده شهرى از خود ندارند و در زير چادر يا كلبههاى ساخته شده از حصير زندگى مىكنند كه از اطراف آنها را آب و باتلاق فراگرفته است ، به نحوى كه از راه زمين و دريا نمىتوان به آنان حمله كرد و اين موقعيت مستحكم را از دستشان بيرون آورد . در چنين موضعى ، نزديك به دو هزار مرد جنگى به سر مىبرند كه در فصل زمستان از حمله و هجوم به ملل اروپايى همسايهء خود ابايى ندارند ، ولى در تابستان يا هر موقع ديگرى كه اعلام شود فصل غنايم دريايى است ، از اطراف لهستان عدهء زياد ديگرى نيز كه همه كاملا مسلح هستند ، به آنان ملحق مىشوند و سپس گاه چهار هزار و گاه شش هزار و هفت هزار نفر بلكه بيشتر ، با تعداد سيصد تا پانصد قايق به دريا مىروند . اين افراد كه نه تنها جنگجويان خوب ، بلكه دريانوردان قابلى نيز هستند و حتى يك نفر نالايق ميان آنان وجود ندارد ، به اين ترتيب به مصاف تركها مىروند و هرچه كشتى و قايق در دريا ببينند به تصرف درمىآورند ، به نحوى كه تركها در تابستان جرأت كشتىرانى در درياى سياه را پيدا نمىكنند . چون غنايم دريايى ، قزاقها را راضى نمىكند ، آنان به سواحل نيز هجوم مىبرند و نقطهاى از خاك تركيهء مجاور درياى سياه نيست كه مورد حمله و غارت قرار نگرفته باشد . كفا ، كه مركز حكومت خان تاتار اروپايى است ، سرانجام نتوانست خود را از چنگ اين عده