پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
148
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
نيز در لجنزار پرورش پيدا كرده و داراى گوشت چرب مىشوند . جمعه ، شانزدهم فوريه ، چند نفر از سواران خود را به اشرف كه قريب شانزده فرسنگ دور از فرحآباد واقع شده و فعلا شاه در آنجا به سر مىبرد فرستادم . علت فرستادن نماينده به اين شهر ، ارسال دو نامه يكى به عنوان آقامير « 1 » منشى شاه و ديگرى به عنوان حسين بيك مهماندار بود . سمت مهماندارى در دربار اسپانيا نيز وجود دارد ، ولى در ايران داراى معنى وسيعترى است ، زيرا مهماندار نه تنها براى مهمانان خانه تهيه مىكند ، بلكه به آنان هديه مىدهد و آنها را همراهى مىكند و موجبات تسهيل مذاكراتشان را با شاه فراهم مىسازد ؛ يعنى در حقيقت هر نوع مذاكرهاى بايد از طريق او انجام گيرد ، حتى اگر طرف سفير پادشاه يك كشور خارجى و موضوع صحبتش بحث دربارهء مصالح عاليهء مملكتى باشد و خلاصه اينكه وى از صاحبمنصبان مهم محسوب مىشود . حسين بيك در كار خودش واجد صلاحيت زيادى است ، زيرا علاوه بر اينكه داماد يكى از خانهاى مهم دربار است ، از يكى از قديمىترين خانوادههاى فارس است و در حوالى شيراز داراى آب و ملك فراوانى است ، كه به ارث برده و حتى شاه نمىتواند از او خلع مالكيت كند . من براى اين دو نفر نامههاى پدر فراجووانى تادئو دى سنت اليزئو « 2 » خليفهء بزرگ كرملىهاى برهنهپاى اصفهان را فرستادم ، كه طى آن درخواست شده بود شاه را از ورود من مطلع سازند و اطلاعاتى در اين باره به او بدهند . علاوه بر ارسال اين دو نامه ، به فرستادگان خود نيز دستور دادم به طور شفاهى يادآورد شوند كه من در فرحآباد انتظار دريافت اوامر اعلى حضرت را دارم ، تا به موجب آن يا به اشرف بروم يا در فرحآباد در انتظار بمانم . اتفاقا مهماندار در فرحآباد بود و من چون اين موضوع را نمىدانستم ، به اشتباه ، نامه را به اشرف فرستاده بودم . وى به محض اطلاع از ورود من ، روز شنبه به ديدنم آمد و همانطور كه مقتضاى شغل او است بسيار با من تعارف كرد و خوشآمد گفت . روز يكشنبه فرستادگان من باز پس آمدند و اظهار داشتند فقط با آقامير صحبت كردهاند و موفق به پيدا كردن مهماندار نشدهاند . آقامير آنها را با گرمى تمام پذيرفته و اظهار داشته بود قبلا از ورود من مطلع شده و خبر آن را
--> ( 1 ) . طاهر نطنزى معروف به ميرابوالمعالى يا بهطور ساده آقامير ، سمت وزير غلامان شاه را داشت و در عين حال منشى و وقايعنويس او بود . رجوع شود به تاريخ زندگى شاه عباس تأليف استاد نصراللّه فلسفى جلد دوم صفحات 108 و 134 . - م . ( 2 ) . Padre fra Giovanni Taddeo di Sant Eliseo