پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
149
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
به شاه نيز داده است ، كه در جواب گفته : « صفاگلدى ، خوش گلدى » و اظهار نظر كرده است كه من در اين گل و لاى خود را براى رفتن به اشرف زحمت ندهم ، زيرا او پا در ركاب است و به زودى در فرحآباد مرا ملاقات خواهد كرد . وى بعد ضمن بيان اين مطلب ، به سواران من سفارش كرده بود با سرعت هرچه تمامتر به فرحآباد مراجعت و مرا از جريان مطلع كنند ، زيرا شاه خيلى سريع حركت مىكند و در غير اين صورت ، زودتر از آنان به فرحآباد خواهد رسيد . بهطورى كه بعدا شنيدم شاه در آن روز واقعا قصد حركت كرده بود ، ولى بعد از اينكه تعداد بىشمار همراهان پا در ركاب خود را ديده بود ، در خشم شده و اظهار داشته بود كه متأسفانه هيچوقت نمىتواند به تنهايى و بدون اين همه مشايعتكننده به جايى برود و با اعتراض مجددا به خانه برگشته و آن روز و روزهاى بعد ، از مسافرت منصرف شده بود ، تا اينكه شب بيست و هفتم فوريه بالاخره به فرحآباد مراجعت كرد . آن روز مصادف با عيد كارناوال بود ، ولى من به پيروى از دستور اعلى حضرت در فرحآباد مانده و در انتظار به سر مىبردم . روز بعد كه از اين جريان مطلع شدم ، مجددا قاصدى به نزد آقامير فرستادم و كسب تكليف كردم كه بايد در بار عام شاه حاضر شوم ، يا اينكه در انتظار دستور باشم . آقامير پاسخ داد كه بايستى در انتظار احضار باشم ، زيرا آداب و رسوم در مورد اصيلزادگان چنين اقتضا مىكند و خود او مراتب را به عرض شاه خواهد رسانيد و مرا از دستور او مطلع خواهد كرد . روز بعد موقعى كه شاه سوار بر اسب مىشد ، آقامير همانطور كه وعده داده بود موضوع را يادآور شده بود و با وجودى كه شاه همان موقع چيزى نگفته بود ، ولى پس از مراجعت براى صرف ناهار يكى از خاصان خود را به نام تختهبيگ « 1 » به عنوان مهماندار خاص به نزد من فرستاد . شاه عادت دارد براى بعضى از مهمانان خود ، علاوه بر مهماندار معمولى كه به كار همهء ميهمانان رسيدگى مىكند ، مهماندار فوقالعاده تعيين كند و نمىدانم اين كار را به قصد احترام خاص به يك ميهمان انجام مىدهد ، يا منظور ديگرى دارد و به هر حال نسبت به من چنين كرد . تختهبيگ همان كسى بود كه وقتى نمايندهء انگليسى براى اولين بار به دربار پادشاه ايران رفت ، مهماندار او شد . وى غروب همان روز به نمايندگى از طرف شاه به ديدن من آمد . طبق آداب و رسوم جارى او را در آغوش كشيدم و سر و ريشش را با گلاب و عود سوزان عطرآگين
--> ( 1 ) . تختهبيگ ، داروغهء اصفهان و نام او يوزباشى اوستاجلو بود كه در سال 1029 هجرى قمرى به عنوان فرستادهء شاه ، به دربار پادشاه عثمانى رفت . مؤلف عالم آراى عباسى مىنويسد كه ، او « از معتبران درگاه و مرد سخندان كارآگاه » بود . - م .