پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

143

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

است ، و سوم ظلم و ستم نسبت به بينوايان است كه بر حسب آنچه شنيده‌ام بيش از همه ميان گرجىها شيوع دارد و در آنجا اشخاص بىچيز حتى مالك جان و ناموس خود نيز نيستند و طبقهء اصيل‌زاده كه به آنها آزناور مىگويند ، هر موقع قصد كنند ، به مال و زن و فرزند و حتى جان مردم تعرض مىكنند ، زيرا طبق آداب و رسوم قديمى و بدوى مشرق‌زمين قتل نفس ، عمل ناهنجارى به شمار نمىرود « 1 » . برگرديم به مطلب اصلى ، خيابان‌هاى فرح‌آباد تماما پهن و طويل هستند و در دو طرف آنها خانه‌هاى متعددى قرار دارد . در مقابل هر خانه چاهى است كه آب باران به سمت آن مىرود ، زيرا در غير اين صورت اين منطقهء پرباران به زودى مبدل به باتلاق عظيمى مىشود . خانه‌ها عموما يك طبقه بوده و سقف آنها با نىهاى مرداب ، كه به خوبى جلو نفوذ باران را مىگيرند ، پوشيده شده است . به‌طورى كه هرودوت نوشته سابقا نيز قسمت اعظم خانه‌ها و به‌طور كلى سقف‌ها در شهر سارد واقع در حكومت ليدى از نى بنا شده بود . ديوار خانه‌ها در فرح‌آباد از كاه و گل ساخته شده كه بدون به كار بردن سنگ آن را مصرف كرده‌اند و با وجود اين بايد گفت كه خود را به خوبى گرفته و نسبتا مستحكم است . فقط خانهء شاه با آجر ساخته شده ، ولى ساختمان اين خانهء نسبتا بزرگ هنوز به انجام نرسيده و چون داخل آن را تاكنون نديده‌ام ، نمىتوانم توضيحى در اين باره بدهم ، فقط از ظاهر آن مىتوان قضاوت كرد كه با خانه‌هاى ديگر شاه بىشباهت نيست . بناى ديگر آجرى كاروان‌سراى ناتمامى است كه مىتواند با همين وضع نيز به مسافران پناه دهد و به‌طورى كه وزير مازندران به من گفت ، اخيرا براى خوش‌آيند شاه فقط در ظرف پانزده روز آن را ساخته‌اند . يك حمام عمومى نيز در شهر هست كه از لحاظ بنا زياد جلب توجه نمىكند و آن هم از آجر ساخته شده . ممكن است خانه‌هاى ديگر آجرى نيز وجود داشته باشد ، ولى تعداد آنها فوق‌العاده كم است . به‌طور كلى بايد گفت كه تمام اين شهر جديدالتأسيس از گل و چوب و نى و كاه بنا شده و به اين مناسبت غالبا آتش‌سوزى ، سر تا سر يك خيابان را از بين مىبرد و در زمان اقامت خود من يك مرتبه چنين اتفاقى افتاد . در صورت وقوع حريق ، شاه ديگر اجازه نمىدهد جز با مصالح

--> ( 1 ) . در اينجا نويسنده از روى تعصب دينى و قضاوت‌هاى يك طرفه ، مطالبى دربارهء دين اسلام مىنويسد كه از ترجمهء آنها خوددارى شد . - م .