پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
124
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
مىنمايد چنين ناميده مىشود « 1 » . در موقع راهپيمايى روزانه نزديك مخزن آب شيرينى واقع در كنار جاده موقع صرف غذا كوزهها را مملو از آب كرده بوديم ، زيرا كاروانسراى سياهكوه فاقد آب شيرين است و بدين جهت شاه دستور داده كاروانسراى ديگرى در اين حوالى ، نزديك يك مخزن آب شيرين بسازند و معمار كاروانسراى سياهكوه را به مناسبت بىتوجهى او در مورد آب به سختى مجازات كرده است ، و به هر حال اين محل بعد از اتمام ساختمان كاروانسراى دوم ، به كلى متروك خواهد شد . اين مطالب را نوشتم تا توجه داشته باشيد شاهعباس چقدر خرج مىكند و زحمت مىكشد تا كشورش زيباتر و آبادتر و براى حمل و نقل و تجارت مستعدتر شود « 2 » . پنجشنبه اول فوريه دو ساعت قبل از طلوع صبح از خواب برخاستيم ، زيرا راهى طولانى در پيش داشتيم و براى رسيدن به مقصد بعدى مىبايستى هشت فرسنگ راه طى مىكرديم . راهپيمايى بايد در جلگهاى انجام مىگرفت كه تا مدتى پيش عبور از آن بىنهايت با اشكال صورت مىگرفته و تا شكم اسبان در گل فرو مىرفته است ، ولى اكنون مسافرت در كمال سهولت انجام مىشود ، زيرا به دستور شاه در تمام طول اين لجنزار ، كه نزديك به پنج فرسنگ مىشود ، جادهء سنگفرش طويل و عريض و مستقيمى بنا كردهاند كه واقعا بسيار جالب است . البته اين جاده به اتمام نرسيده و هنوز مشغول ساختمان آن هستند و چون در بسيارى از نقاط رودخانههاى كوچكى از وسط آن عبور مىكند ، به روى آنها پل مىبندند و يكى از اين پلها داراى اتاقهاى كوچكى است تا مسافران بتوانند در داخل آن استراحت كنند . پل مذكور در روى رود نسبتا بزرگى كه نام آن تركى است و آجىچاى ، يعنى رودخانهء تلخ ناميده مىشود ، بنا شده و
--> ( 1 ) . سياهكوه در صد كيلومترى شمال شرقى كاشان واقع شده . نويسنده دربارهء آخرين قسمت راه توضيحات كافى نداده است ، زيرا طبق نقشههاى قديم كه راههاى كاروانرو در آنها مشخص شده است ، نويسنده بعد از ده بيدگل به سمت شمال شرق منحرف شده و پس از اقامت در دستكند قاعدتا مىبايستى از دهى به نام مرنجك گذشته باشد . راه كاروانرو بعد از مرنجك از ده سفيدآب رد مىشد و پس از آن ، مستقيما به طرف شمال مىرفت و پس از مسافتى تقريبا معادل 30 كيلومتر از محلى به نام سفيدكوه مىگذشت . ( 2 ) . نويسنده در اينجا به تفصيل بيان مىكند كه در سياهكوه بعد از سالها در موقع صرف شام ، قدرى شراب نوشيده و دليل اين اقدام خود را نيز شرح مىدهد . ماحصل اينكه چون پس از مدتى زناشويى ، وى صاحب فرزندى نمىشده و عدهاى علت اين امر را در اثر آب خوردن مداوم و پرهيز از شراب و در نتيجه رطوبت مزاج تشخيص داده بودند ، بانو معانى كه بىنهايت مشتاق پيدا كردن فرزندى بوده است ، شوهر خود را وادار به نوشيدن مختصرى شراب مىكند . از ترجمهء تفصيل جريان امر به منظور اجتناب از تطويل كلام خوددارى شد . - م .