پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
105
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
موقعى كه در اين سرزمين با اسب سفر كنند ، در دو محل توقف انجام نمىگيرد ؛ اعم از اينكه راهپيمايى روزانه يا شبانه باشد . نحوهء مسافرت چنين است كه قبلا حرم و باروبنه را ، كه بر دوش شتران است ، جلو مىفرستند و مستخدمان نيز ، كه همگى مسلح هستند ، براى همراهى خانمها به معيت آنان پياده حركت مىكنند . ولى نبايد تصور كرد اين افراد زياد خسته مىشوند ، زيرا گاهگاه به روى بار شتران و اسبان مىنشينند و من كه هشت شتر به راه انداخته بودم مجبور شدم بين چهار الى پنج نفر را نيز همراه قافله كنم . للهء حرمسرا نيز كه يك خواجه يا پيرمرد ريشسفيد است ، در حالى كه اسلحه حمل مىكند ، به معيت يكى ديگر از مستخدمان قديمى و طرف اعتماد همراه قافله است و به ساير خدمتكاران جنبهء رياست دارد . من نيز للهء خانم معانى را كه پيرمردى عارى از حضور ذهن ولى از خانوادهء خوب و كاملا به ما وفادار است ، و همسرم را از بچگى بزرگ كرده ، همراه اين قافله كردم . وقتى سرزمين همسر من مورد چپاول قرار گرفت ، اين مرد او را ، كه تازه از قنداق بيرون آمده بود ، بر جلو اسب خود سوار كرد و در حالى كه با دادن شيرينى و تنقلات ديگر سرش را گرم مىكرد از مهلكه به در برد . براى كمك به پيرمرد ، يك نفر از اهالى مارسى فرانسه را كه مانزانو « 1 » خوانده مىشود و مدت كوتاهى است در اثر مراجعه به خانهء ما به استخدام من درآمده است همراه او كردم ، زيرا اين اروپايى نيز مانند فرانكو در موقعى كه بايد تخت روان از جاهاى مشكل عبور كند بيش از ديگران استعداد ترتيب دادن كار را دارد . تقريبا يك ساعت بعد از اينكه قافله بدين نحو حركت كرد ، رئيس خانواده در حالى كه چندين مستخدم او را همراهى مىكنند سوار بر اسب عازم حركت مىشود ، و من نيز هيچوقت بدون سه الى چهار نفر مستخدم كه يكى از آنها مهتر بود حركت نمىكردم . مهتر ، كه وظيفهء تيمار كردن اسبها را دارد ، هميشه دو صندوق با خود حمل مىكند كه داخل يكى از آنها يك دست رختخواب ، مركب از قاليچه و تشك و متكا و لحاف ، است تا ارباب بتواند بدون احتياج به رختخوابهاى مجهزى كه در روى بارهاست هر كجا بخواهد استراحت كند . صندوق ديگر محتوى البسه و پوست و نمد و خوراكىها و تنقلاتى است كه در موقع حركت مىتوان براى تغيير ذائقه از آن استفاده كرد . با اين تجهيزات مسافرت به راحتى انجام مىگيرد و بعد از مدت كمى ، رئيس خانواده به حرم مىرسد و مدتى از راه را به صحبت با زنان و
--> ( 1 ) . Manzanod