پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )
104
سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )
برهنهپا و آگوستنها و دوستان فرنگى غير مذهبى ديگر مرا بدرقه مىكردند . اصفهان را به قصد فرحآباد مازندران ترك كردم تا به نزد شاه بروم و ضمن تقديم مراتب احترام ، همانطور كه قبلا نوشتهام ، خدمات خود را در جنگهايى كه در پيش دارد در اختيار او گذارم . چون ديروقت حركت كرده بودم و بعضى خداحافظىها و تشريفات ديگر به طول انجاميده بود ، روز اول بيش از يك فرسخ نتوانستم راه بروم و شب را در دهكدهء كوچكى كه اطراف آن به كلى خالى از درخت و گياه و فقط شورهزار مطلقى بود به سر آورديم . قبل از اينكه به شرح وقايع ديگر بپردازم ، بايد به اطلاعتان برسانم كه در ايران مقياس مسافت با « فرسنگ » تعيين مىشود و اين همان لغت « پرسنگ » است كه هرودت و گزنفون و ديگران بدان اشاره كردهاند و اكنون به مناسبت نفوذ زبان عرب و تبديل حرف پ به ف ، فرسنگ گفته مىشود . ولى در زبان تركى ، كه امروز در ايران رايج است و چون من از فارسى چيزى نمىدانم از آن استفاده مىكنم ، مقياس مسافت را « اگاج » مىنامند كه معنى درخت را مىدهد و شايد علت اين نامگذارى زياد بىشباهت به نامگذارى لاتينهاى قديم كه واحد مسافات را لاپيدس « 1 » مىناميدند نباشد ، زيرا آنها فواصل را با سنگ و تركها با درخت نشان مىكردند . واحد مسافت ايرانى مطابق با واحد اسپانيولى ، يعنى تقريبا چهار ميل ايتاليايى است و هرودت نيز مىنويسد كه در زمان او يك پرسنگ مطابق سى « استاد » بوده است و به گفتهء استرابون هشت « استاد » مطابق است با يك ميل رومى . تعجب نكنيد كه در يك روز مسافت به اين كوتاهى را پيمودم ؛ زيرا اگرچه اسب قادر است مسافتهاى خيلى زيادترى را طى كند و من هم به همين قياس مىتوانستم خيلى تندتر بروم ، ولى وقتى انسان با حرم يعنى با زنان و كارخانه كه معنى اسباب و اثاثيه را مىدهد « 2 » حركت مىكند ، وضع دگرگون مىشود و بهعلاوه شتر حيوانى است كه خيلى به آهستگى راه مىرود و بايد رعايت حالش را كرد . اگر مايل باشيد از نحوهء مسافرت در اين سرزمين مطلع شويد ، بايد بگويم كه به مناسبت طول مدت كارهاى مربوط به بار كردن شتر و مشكلات مختلف وقتى راهپيمايى آغاز شد ، در شبانه روز بيشتر از يك جا براى باراندازى توقف نمىكنند و مانند ممالك ما ، و يا حتى مانند
--> ( 1 ) . Lapides ( 2 ) . نويسنده كه در اينجا لغت « كارخانه » را ذكر مىكند ، احتمالا معانى تركى آن را در نظر دارد ؛ زيرا همانطور كه خوانندگان واقف هستند ، كارخانه در فارسى چنين معنى نمىدهد . - م .