پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

103

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

مواظبت دقيق كنم و بالاخره با لطف خداوندى تخت روان و زيبايى ساخته شد كه توسط دو شتر حمل مىشود و چهار نفر به راحتى مىتوانند روى تشك ابريشمى كه در كف آن پهن شده است ، بنشينند و براى خوابيدن نيز دو تا سه نفر مىتوانند آن را مورد استفاده قرار دهند و سر خود را بر روى بالش‌هايى كه به همين قصد در آنجا نهاده شده است ، بگذارند . داخل تخت روان با اطلس زرد رنگى كه جنس آن مخلوطى از ابريشم و پنبه و بسيار لطيف و نرم است ، آستر شده و براى وصل كردن آن به چوب ، ميخ‌هاى طلايى به كار رفته است . چون چرمى كه ما در كشور خود براى پوشش‌هاى خارجى كالسكه‌ها به كار مىبريم در اينجا نيست ، قسمت خارجى تخت روان را با نمد زردى كه نمدهاى الوان و متنوع ديگرى در آن به كار رفته و از دور بسيار زيبا مىنمايد ، آراستم و دستور دادم زين شترها را نيز با همين نمد تهيه كنند تا منظرهء زيباترى به وجود آيد . دور تا دور تخت روان ، چهار پنجرهء شيشه‌اى تعبيه شده كه آنها را نيز مىتوان بست و در طرفين آن ، دو مدخل بزرگ قرار دارد كه درب‌هاى آنها بالا و پايين مىرود . تيرهايى كه تخت روان بر روى آنها قرار گرفته نيز به طور راه‌راه با زرد و قرمز رنگ شده‌اند تا بين مجموع دستگاه هم‌آهنگى برقرار باشد . با وجودى كه اين تخت روان خيلى بزرگ است ؛ با اين حال حتى يك نفر هم مىتواند آن را بار شتران كند ، زيرا شتر حيوان مطيع و آرامى است و پس از اين‌كه زانو زد ، به همان وضع باقى مىماند تا بار را بر دوشش بگذارند و كاملا در اختيار شتربان است . به اين ترتيب يك شتر را جلو و يكى را عقب تخت روان به زانو در مىآورند و سپس مأمور اين كار سر تيرهاى حامل تخت را به دو طرف زين آنها مىبندد و با طنابى محكم گره مىزند و پس از اين‌كه از نتيجهء كار مطمئن شد ، كافى است به شتران علامت برخاستن دهد كه در نتيجه تخت و كسانى كه داخل آن هستند ، به ارتفاع زين شتر از زمين بلند مىشوند . براى پياده كردن هم به همين ترتيب عمل مىشود ؛ يعنى هر دو حيوان را مىنشانند و تخت را بر زمين مىگذارند و كسانى كه در داخل هستند ، به آسانى خارج مىشوند و سپس آن را از دوش شتران برمىدارند . فقط به مناسبت طول تخت روان ، عبور آن از بعضى از كوچه‌هاى تنگ ، مشكل است ؛ ولى به ندرت اتفاق مىافتد كه مجبور به عبور از چنين كوچه‌هايى شويم و در اين صورت نيز با كمى مهارت مىتوان كار را به نحو مطلوب انجام داد . پس از اين‌كه همهء كارها تمام شد و آذوقه و باروبنهء مورد احتياج را تهيه كرديم ، طرف غروب روز جمعه ، نوزدهم ژانويه سال جارى ، يعنى 1618 ميلادى ، در حالى كه عده‌اى از پدران كرملى