آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
88
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
هنگام بازگشت از ايران سفير روس الكسئى ساوينويچ كه مردى دلير و خوشمشرب بود از سر شوخى به اين كاروانسرا رفت تا از چند كالاى جاندار ديدن كند ، وقتى كه به پسربچه خوش صورتى برخورد به صاحب او پيشنهاد كرد كه در مقابل شش تومان ( دو تومان برابر با دويست و سى تالر آلمان است ) پسربچه از آن او شود . صاحب جنس كه از اين پيشنهاد شيرين بسيار راضى بود ، دستى به سرين پسربچه كشيد و گفت : « از اين قسمت بدن او بيش از اين مبلغ مىتوانى بهره ببرى . » در اين كاروانسرا يهوديان كه از تهران قالىهاى زيبا و پشمى مىآورند نيز مشغول تجارتند . گرمابه را حمام « 1 » مىگويند كه ايرانىها مانند روسها به آن اهميت زيادى مىدهند . سه گرمابه در شهر وجود دارد و مردم هر روز به آنجا مىروند . دو حمام در روز براى زنها و شب براى مردها باز است ، گرمابه سوم نهچندان دور از قصر واقع شده و حمام شيخ « 2 » نام دارد و فقط مردان به آنجا مىروند . جلوى اين حمام دو درخت بزرگ ديده مىشود كه از ارزش و احترام خاصى برخوردارست ، زيرا در مسجدى كه كنار حمام واقع است ، پاك مردى بنام شيخ موريخ « 3 » در آنجا مدفون است ؛ اين دو درخت نزديك آن مسجد روئيده شدهاند . عوايد اين گرمابه براى كفن و دفن ، هزينه روشنايى ، حوله و غيره و باقى ماندهء آن براى مردم فقير صرف مىشود ، از اينرو فقرا در اين مسجد براى تكدى بيشتر جمع مىشوند تا در شش مسجد ديگر كه درون و برون شهر قرار دارد . شهر و تمام ايالت شيروان تحت حكومت يك خان « 4 » ، به عنوان حاكم و نماينده شاه
--> ( 1 ) - Hamam ( 2 ) - Schich Hamam ( 3 ) - Schich - Murich - شايد شيخ مرشد باشد - م . ( 4 ) - شيروان از ايالات مهم و بعد از ايالات قندهار بوده كه بيگلربيگى بر آنجا حكومت مىكرده است - م .