آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
75
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
كه به سبب فراوانى اشياء زينتى و ديدن آنها دشوار مىنمود . چند نفر ديگر بر سر خود جعبههايى حمل مىكردند ، اين جعبه را با دستهاى از پرندگان . نوارهاى رنگين ، گل و ساير چيزها آرايش كرده و درون آن گويا قرآنى را در حالت باز قرار داده بودند . افرادى كه به اين طرز جعبه را بر سر داشتند ، همراه نواى موسيقى محزون كه وسيلهء سنجهاى بزرگ ، نىلبك ، تنبك و طبل نظامى نواخته مىشد مىپريدند و مىجهيدند . چند گروه از جوانان ، چوبدستى بلندى در دست داشتند و در دايرههاى جداگانهاى به اطراف مىپريدند و در حالى كه شانههاى يكديگر را گرفته بودند يكى از آنها مىخواند : « حيدر ، حيدر « 1 » ( اين نام حضرت على ( ع ) است ) حسن ، حسين » و ديگران با او همين كلمات را دم مىگرفتند . با اين مراسم جمعيت دوباره به شهر رفتند . در اين روز بيست و يكم رمضان كه روح حضرت على ( ع ) از بدنش جدا شده ، مراسمى به اين ترتيب كه شرح داده شد در سراسر ايران اجرا مىشود ، ولى در روز رحلت حضرت محمد ( ص ) كه پيامبر بزرگ آنهاست هيچگونه مراسمى برگزار نمىگردد . بيست و هفتم فوريه مأمور خان كه به جهت ما در بيست و يكم مارس به سوى دربار روانه شده بود ، با نامهاى از شاه بازگشت ، در اين نامه دستور داده شده بود كه ما را فورا به طرف اصفهان حركت دهند . سفرا كه از اين خبر خوشحال شده بودند ، با چند تن از ما به شكار رفتند ، خان با عذر اين كه به علت مشغله فراوان نمىتواند همراه ما باشد پوزش طلبيد ولى تعدادى از خدمه خود را با چند سگ ، بازشكارى و يك يوزپلنگ همراه ما روانه كرد . يوز - پلنگ تربيت شده و رام بود و وسيلهء سرگرمى جالبى براى ما شد ، زيرا تمام سگها را جلو مىراند و خرگوشهاى شكار شده را مىبلعيد و شكارچيان را وادار مىكرد
--> ( 1 ) - Heider Heider