آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

72

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

يك بار مقدارى ميوه و غذاى آماده را كه چند نفر پشت سر او حمل ميكردند برايم آورد ، بارها مرا نزد خود خواند و يا خود نزد من آمد ، خواستى بيش از اين نداشت كه زبان مرا بفهمد و يا زبان خود را به من بفهماند ، از من درخواست كرده بود تا آنچه را كه مىخواهم برايم انجام دهد و هرچه از آن اوست در اختيارم بگذارد . مختصات يا طول و عرض جغرافيائى تقريبا تمام قاره آسيا را وسيلهء نقشه - هاى جغرافى هر منطقه و يا نقشه‌هائى كه خود كشيده و تهيه كرده بود در اختيارم گذاشت ، بعدها من اين نقشه‌ها را به دقت بررسى كردم و اكثرا آگاهىهاى آن خلاف آنچه بود كه من درست مىپنداشتم ، زيرا مختصاتى كه او داده بود صحيح مىنمود . ملاى مدرسه نامش محب على « 1 » و مردى جوان ، شوخ طبع و متشرع بود . در زمينهء آموزش زبان فارسى دوستانه به من خدمت كرد ، همچنين رفيق خوب او يعنى اونباشى « 2 » يا كاپيتان « 3 » امام قلى « 4 » كه هر روز زبان خود را به من مىآموخت و من نيز زبان خويش را به او مىآموختم . به تناوب يك روز محب على و يك روز امام قلى نزد من مىآمدند و بالاخره به دلايل مذهبى ( چيزى كه براى برخى از ما انگيزاننده نيست ) چون واهمه داشتند كه مبادا مورد سوءظن قرار گيرند ، لذا شب‌ها نزد من مىآمدند . در اين روزها بسيارى از همراهان ما به سبب گرمى مزاج و ناتوانى ناشى از آن به رختخواب افتادند . بدون شك بيمارى آن‌ها از نوشيدن شراب زياد كه طبيعتى گرم « 5 » دارد . بود ، زيرا پس از شراب ، آب زيادى مىنوشيدند . تا اين كه به دستور سفير

--> ( 1 ) - Maheb Ali ( 2 ) - Ohnbaschi - سردسته ده نفر - م . ( 3 ) - Kapitan ( 4 ) - Imam Kuli ( 5 ) - با اشاره‌اى كه اينجا و چند جاى ديگر كرده است معلوم مىشود كه نويسنده به طبيعت گرم و سرد خوراكىها اعتقاد دارد - م .