آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
68
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
مسافرت ما باشد ، ازاينرو چند نفر را نزد خان فرستاديم تا از محتواى نامهشاه كه دربارهء ما بود آگاه شوند ، ولى خان گفت در مورد حركت ما هنوز تصميمى گرفته نشده است و بايستى خود نيز از مفاد آن مطلع شويد . سپس نامه را به حكيم « 1 » يا پزشك خود داد تا براى ما بازخواند ، حكيم نامه را بوسيد و بر پيشانى نهاد ، آنگاه چنين خواند : « مأمورى را كه سلطان دربند اعزام داشته زودتر از مأمور خان شماخى رسيده است ؛ با اين خبر كه سفيرى از روسيه وارد دربند شده و به سلطان اطلاع داده است كه سفراى آلمانى نيز متعاقبا خواهند رسيد « 2 » . حال اگر آلمانىها برسند بايد برابر دستورهائى كه براى سلطان دربند صادر شده است از آنان پذيرائى شود و فورا ايشان را به شماخى بياورند ، ولى اگر رسيده باشند خان بايد سريعا مأمور ديگرى اعزام دارد و منتظر رهنمودهاى لازم باشد - الخ » شاه در اين نامه مراحم عاليه خود را نيز به خان ابلاغ كرده بود . خان پس از دريافت اين نامه تمايل پيدا كرد كه از كيفيت شغل ، دانش و صفات همراهان ما سر درآورد ، بخصوص كه ما يك پزشك ، آرايشگر ، و گروهى نقاش و موزيسين با خود همراه داشتيم ، ولى فقط نام آنان را جزء اعضاى كميته به او داديم . روز بعد مخفيانه با مأمور خان تماس گرفتيم تا علت دير بازگشتن وى را از
--> ( 1 ) - Hakim ( 2 ) - با توجه به اينكه هيئت آلمانى از يكسال قبل تذكره عبور از روسيه را جهت مسافرت به ايران از تزار دريافت كرده بود ، لذا روسها در جريان مسافرت اعضاى آن به ايران بودهاند و به همين جهت آلكسئى ساوينويچ را كه بايد همان سفيرى باشد كه در بالا به او اشاره شده است جلوتر از هيئت آلمانى به ايران فرستادهاند . جالب توجه اينجاست كه اين فرستاده روسى تا آخر سفر هيئت آلمانى همراه آنهاست و حتى با آنان به روسيه بازمىگردد . پس به اين ترتيب كردار و اعمال هيئت آلمانى در طول اقامت و سفر در ايران تحت نظر روسها بوده است كه اين خود ناشى از رقابتهاى شديد اروپائيان در عصر طلائى صفوى است - م .