آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

65

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

تعداد زيادى ارمنى از دهات و اطراف جمع شده بودند و با تصاوير بسيار ، صليب و پرچم ضمن اجراى مراسم مذهبى ديدنى در حالى كه سرود مىخواندند و زنگ مىزدند از شهر بيرون رفتند و به طرف رودخانه حركت كردند . اين عده وسيله تعداد زياى از سربازان خان همراهى ميشدند تا از آسيب و توهين مسلمانان متعصب حضرت محمد ( ص ) در امان باشند . خان در كنار رودخانه درست روبروى محل اجراى مراسم خيمه‌اى زيبا و دراز برپا كرده بود ، كف خيمه با قالى مفروش بود و براى صرف نهار آماده كرده بودند ، ضمنا در اين ضيافت مىبايست انواع و اقسام شعبده‌بازى و تردستى و عمليات محير العقول انجام گيرد . خان در كنار خود ، طرف چپ فرستادهء روسى و در اطراف اصيل‌زادگان و خدمه بارگاه خود را نشانده بود . براى سفرا و چند تن از اعضاى كميته طرف راست خويش را خالى نگه داشته بود . پس از آنكه خان ما را دوستانه پذيرفت ، دستور داد كه ارامنه مراسم تغسيل را نه براساس خواسته خود بلكه با رضايت و ميل خان آغاز كنند . در اثنائى كه كنار ساحل رودخانه قرائت از روى كتاب مقدس شروع شده بود چهار ارمنى با بدن لخت به درون آب پريدند و يخ نازكى را كه بر روى آب بسته بود شكستند و چند لحظه شنا كردند . در اين موقع يكى از سگ‌هاى تربيت شده ما كه قادر به شنا كردن و گرفتن اشياء و افراد از آب و آوردنشان به ساحل بود ، تحت تأثير اين صحنه به رودخانه پريد و با چهار نفر مذكور مشغول شنا كردن شد ، از آنجا كه ايرانىها سگ را حيوانى ناپاك مىدانند و حتى از لمس كردن او خوددارى مىكنند و نيز قرار بود با اجراى اين مراسم آب رودخانه تقديس شود ، لذا اين واقعه باعث مضحكه و مسخرهء آنان شد و اولين سبب خنده و خوشحالى را براى ايرانىها به ارمغان آورد مراسم مزبور براى ايرانيان چندان جالب نبود و در طول اجراى مراسم به مشاهده شعبده‌بازى و تردستى مشغول بودند و همچنين به