آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

66

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

وجود كشيش‌هاى ارمنى نيز توجه و اعتنا نداشتند ، درست مثل اينكه سيمون فيليستر « 1 » در ضيافت آنان حاضر باشد . خان اجازه برگزارى مراسم را به ارامنه داده و با حضور خود در اين جشن از آنان پشتيبانى كرده بود ، هر بار به اين منظور از كليساى ارامنه به دريافت يكهزار تالر مفتخر ميشد . پس از قرائت يكساعته اسقف و آواز خواندن جمعيت ، در حالى كه سنج نيز آنان را همراهى مىكرد ، اسقف كمى روغن تبرك را در آب ريخت و سپس صليب نقره‌اى كوچكى را كه جواهر نشان بود در آب فروبرد ، بعد عصاى خود را روى آب نگه داشت و به آن دعا خواند . چند لحظه بعد ارمنىها از آب رودخانه برداشتند و نوشيدند و صورت خود را با آن شستند ، چند جوان حتى به آب پريدند . اكثر آنان فقط به خود آب مىپاشيدند و چند تن از نوكران خان با ملاقه به سوى آب رفتند و پس از پر كردن آن‌ها - به كشيش و مردم آب پاشيدند ، به طورى كه آن‌ها را خيس كردند ، مخصوصا زنان ارمنى كه با ترس بسيار به آب نزديك شده بودند تا از آن بردارند از رفتار خشن نوكران خان در امان نبودند ، به طورى كه خان افراد خود را از ادامه اين كار بازداشت ، ولى زمانى كه كشيش‌ها در يك حالت روحانى فرورفته بودند و ارامنه به دور اسقف خود جمع شده و مىرقصيدند ، خان شخصا دستور داد كه در شيپورهاى بدصدا بدمند و دلقك‌هايش كه زير فرمان يكى از سران نظامى او بودند در مقابل گروه ارامنه برقصند و آن‌ها را مسخره كنند . بعد از اين مراسم شراب به دوره افتاد و همگى بسيار نوشيدند ، و زمانى كه خان به شدت مست شده بود ، به آرامى برخاست و سوار اسب شد و از آن‌جايگاه

--> ( 1 ) - Simon der Philister - شايد « شمعون فريسى » در انجيل لوقا يا بند هفت آيه‌هاى 36 و 40 باشد . فيليستر كسى است كه متعلق به قومى در همسايگى اسرائيل است و ولى از نژاد سامى نيست . اين قوم در ساحل فلسطين اقامت دارد . اصطلاحا به كسى اطلاق مىشود كه به او اعتناء نمىكنند و حقيرش مىپندارند . در قاموس دانشجويان ، كسى كه دانشجو نيست . با توجه به اين موضوع نويسنده او را مثال آورده است - م .