آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

50

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

ناميده مىشود ، زيرا مانند انگشتى كه خود را بين ديگر كوه‌ها بلند كرده است به نظر مىرسد . در سوى راست دره راهى به طرف بالا كشيده مىشد كه چون براى ما ناشناخته بود ، بنابراين با احساس خطر بزرگى خود را به بالا رسانديم . در بالاى كوه هوا چنان سرد بود كه علف‌ها و گياه‌هاى نسبتا بلند از انجماد مانند شاخه نبات راست ايستاده بودند ، در حالى كه هواى پائين كوه و در كاروانسرا گرم و دلچسب بود . از وجود بقاياى خرابه چند ديوار در آن ارتفاع مىتوان يقين داشت كه قبلا در اينجا بناى مستحكم و باشكوهى قرار داشته است ، زيرا در پاى قله بارماخ پهنه‌اى به مساحت پنجاه روته « 1 » مربع كه وسيله ديوارهاى قطور و چهار برج گرد براى محافظت احاطه شده بود ديده مىشد . در ميان اين فضا چشمه‌اى گود كه دور آن را ديوار كشيده بودند وجود داشت و در فاصله‌اى نه‌چندان دور از اين چشمه دو قبر كه روى آن دو قطعه سنگ بزرگ مدور گذاشته بودند به چشم مىخورد . در شمال و پاى قله بخش بزرگى از يك ديوار سنگى كه تراشيده بودند ديده مىشد و نشان مىداد كه اينجا در گذشته بايستى يك قلعه جدا از قلعه اول باشد . از آنجا انسان مىتوانست از طريق چند پله كه از كوه تراشيده بودند تقريبا به نوك قله برسد . اين‌جا در بدنهء كوه محوطه - اى با سقف گنبدى كنده بودند كه تقريبا از چشم مخفى بود و انسان مىتوانست براى سومين‌بار در آن‌جا اطراق كند . اينجا را گويا اسكندر ساخته و تيمور لنگ نابود كرده باشد . ما بر بالاى كوه نشستيم و از انجيرهائى كه درختانشان از وسط شكاف‌هاى موجود در ديوارهاى مخروبه و سنگى روئيده بود خورديم و دوباره از همان راه اصلى به پائين برگشتيم . وقتى كه به مقصد رسيديم باران مىباريد و ما كه در بالاى كوه مدتى در بهترين هوا به سر برديم در پائين كوه با مه و باران روبرو شديم .

--> ( 1 ) - 50 Quadratrute - هر Rute برابر با 8 / 3 متر است ، اين معيار اندازه‌گيرى بسيار قديمى است . بنابراين پنجاه روته برابر است با يكصد و نود متر مربع - م .