آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
49
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
دهكده را مرداب و باتلاقهاى پرگل و لاى فراگرفته است كه به سبب وجود تعداد زيادى چشمه حتى در زمستانهاى سخت نيز منجمد نمىشود و از اين جهت در زمستان قوهاى وحشى زيادى شكار مىكنند و پرنرم آنها را براى تهيه رختخواب شاه مىفرستند . صبح روز بعد مهماندار بيست رأس اسب ديگر براى ما آورد . سفرا دستور دادند كه چند صندوق و چليك كمارزش متعلق به همراهان عادى و ملوانان را خرد و دستگاهها و لوازم باارزش را بار زنند و حركت كنند . روز بيست و چهارم اين ماه تا دامنه كوه بلند بارماخ « 1 » ( يك انگشت ) پيش رفتيم و وارد كاروانسرائى « 2 » كه در پائين كوه واقع بود شديم . اين كاروانسراها به سبب پرت بودن نقاط كشور در جادههاى اصلى و عريض به تعداد زيادى ساخته شده است ، به طورى كه هر كدام از آنها به فاصله يك روز مسافرت از ديگرى قرار گرفته است . در بيشتر آنها هيچ چيز جز اطاقها و اصطبل با سقف گنبدى پيدا نمىشود ، بنابراين بايد حتما آذوقه و عليق با خود همراه داشت . اين كاروانسرا ساختمانى بسيار قديمى بود كه وسيله سنگهاى مكعب ساخته شده و اندازهء هر ضلع آن چهل و دو قدم بود . بيست و پنجم دسامبر كه مصادف با كريسمس بود ، پس از انجام مراسم اين عيد مذهبى در محوطهء يك اصطبل بزرگ ، چند نفر از همراهان ما براى بازديد از گردنه و قله بلند كوه كه ايرانيان شرح افسانه مانندى از آن داده بودند كاروانسرا را ترك كردند . اين كوه در فاصلهاى دو برابر تيررس تفنگ از ساحل دريا قرار دارد كه از دور قابل رؤيت است . گرد و داراى قلهاى است كه به تركى بارماخ ( يك انگشت )
--> ( 1 ) - Barmach - به تركى آذرى يعنى انگشت - م . ( 2 ) - Karawanserei - براى آگاهى بيشتر درباره كاروانسراهاى دوره صفوى به فصل پنجم كتاب سياست و اقتصاد عصر صفوى رجوع فرمائيد - م .