آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
392
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
مىسازند . منازل مسكونى آنان بسيار نامناسب است و فقط از بوتهء گياهانى كه بهم بافته شده و از درون گلاندود كردهاند درست شده است ، شكل خارجى آن زيباتر و بهتر از آنچه كه در دهات هلشتاين ديده مىشود نيست . خانههايى كه روى قبر مردگان خود مىسازند بسيار زيباتر و گرانبهاتر از خانههاى مسكونى زندگان است . مراسم سوگوارى آنان بسيار وحشيانه است . شانه ، سينه و دستهاى خود را مىخراشند و مىدرند ، به طورى كه از آنها خون جارى مىشود و اين مراسم تا آنجا به طول مىانجامد كه زخمها التيام پذيرند ، به همين دليل اگر قرار باشد مراسم طولانىتر شود ، برخى زخمهاى نسبتا التياميافته خود را دوباره باز مىكنند . اين بود شرحى درباره چركسها . روز دوم ژوئن آماده حركت شديم ، چون قرار بود مسافتى برابر با هفتاد مايل را از ميان دشت بزرگ خالى از سكنهاى بپيمائيم و نمىتوانستيم با پرداخت مبلغى زياد اسب مورد نياز خود را تهيه كنيم ، بنابراين گاريچىهاى چركسى پيشنهاد كردند . كه باروبنه و افراد را با گارى ( روى دو گارى سه چهار نفر ) حمل كنند و قرار شد كه براى هر گارى دو اسبه يا گارى با يك شتر از تركى تا هشتر خان نه تالر بپردازيم . يك كاروان بازرگانى نيز از مليتهاى مختلف مانند ، ايرانى ، ترك ، يونانى ، روسى و ارمنى به ما پيوستند و جمعا دويست گارى گردآمد . آذوقه براى اين راه طول و دراز به مقدار محدود و با صرفهجوئى بين افراد تقسيم شد ، به اين ترتيب كه به هر نفر غير از نان سوخارى خشك و سياه و مقدارى نان سفيد ، ماهى نيمه خشك بدطعمى داده شد . آب همراه نبرديم ، زيرا تاتارها از حمل بشكههاى آب در گارى ، كنار افراد خوددارى كردند . و حتى پيشنهاد سفير بروگمان كه يك گارى به حمل بشكههاى آب اختصاص داده شود را نيز رد كردند . ولى سفرا و چند نفر از