آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

371

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فصل هفتم - دربارهء شهر تركو و آنچه كه در آنجا گذشت روز بعد يعنى هفدهم آوريل حاكم تركو جوان‌ترين برادر خود را در معيت سه نفر از بزرگان شهر براى گفتن خوش‌آمد به پيشواز ما فرستاد كه در ضمن مراتب دوستى و خدمتگزارى او را نيز ابلاغ كند . شخص خان بيمار و بسترى بود ، سفرا پزشك هيئت را نزد او فرستادند تا از ابراز دوستى او تشكر كند و چنانچه مايل باشد از او معاينه پزشكى به عمل آورد و با دادن داروهاى لازم حتى الامكان سلامتى را به او بازگرداند كه با ميل پذيرفته شد و پس از چند روز كه تحت معالجه بود و تندرستى را بازيافت قادر نبود كلماتى براى ابراز تشكر از ما در ذهن خود پيدا كند . در مورد آنچه كه مربوط به اين شهر مىشود بايد گفت كه تركو مركز داغستان است و بر بلندى و بين صخره‌هاى سنگى كوهستان قرار گرفته است . صخره‌هاى ياد شده چنين به نظر مىرسد كه شبيه همان گوش‌ماهىهايى هستند كه دريا به آنجا مىافكند ( اين گوش‌ماهىها هر كدام به اندازهء يك گردو است ) و گوئى كه از همان‌ها ساخته شده است . در بريدگىهاى كوه چند گوش‌ماهى كامل كه كوچك‌ترين آن به اندازه يك مشت بسته است ديده مىشود كه درون آن تعداد پنج يا بيشتر گوش‌ماهى ديگر وجود دارد كه مانند سنگ محكم است . برفراز اين كوهستان سنگى ، زمين