آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

349

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

از ميان جنگل با تپه‌هاى زياد و سپس از ميان باغ‌هاى توت و بالاخره از زمينى هموار و گل‌آلود ، گذشتيم در وسط زمين مزبور نهرهائى حفر كرده و بر روى آن پل‌هاى كوچكى قرار داده بودند برخى از همراهان ما كه جانب احتياط را رعايت نمىكردند با اسب درون اين نهرها افتادند . نهرهاى مذكور را مىتوان بست و در مواقع ضرورى و نيز قبل از شخم‌زدن و يا بذر پاشيدن تمام كشتزار را زير آب آورد . رشت شهر مركزى گيلان است ، گسترده و غير محصور و مانند دهكده‌اى بزرگست كه با بوته گياهان و باغ‌هاى بسيار پوشيده شده است و انسان نمىتواند از دور آنجا را ببيند . رشت در دو مايلى ساحل درياى خزر واقع شده است . خانه‌هاى - هاى شهر بر خلاف جاهاى ديگر زيبا و باشكوه نبود ، بام منازل اكثرا از قطعات سفال ساخته شده بود ؛ بارندگى زياد سبب شده كه آنها را مانند بام‌هاى ما شيب‌دار بسازند ، در اطراف خانه‌ها درخت نارنج كاشته بودند ، همانطور كه در اطراف خانه‌هاى دهات ، مرغزار و چراگاه يافت مىشود . درختان نارنج براى بار دوم در سال ميوه آورده بودند ، ميدان يا بازار شهر نسبتا بزرگ بود و در آنجا اصناف و صاحبان حرف مختلف مشغول كار بودند . بيش از هر چيز مواد غذائى گوناگون به چشم مىخورد كه انسان مىتوانست با پرداخت مبلغ بسيار اندك خريد كند و به همين دليل ما در آنجا توانستيم غذاى بسيار خوب و خوشمزه‌اى بخوريم . پس از پنج روز اقامت توأم با آرامش در رشت ، روز سىام ژانويه در هواى بارانى و مرطوب ، شهر را ترك كرديم و تمام روز و روزهاى ديگر از ميان دشت هموار گيلان گذشتيم . اطراف جاده‌هاى گيلان همه جا از درخت توت و شمشاد پوشيده بود . در راه به درختان تاك نيز برخورديم كه از ساير درختان بلندبالا رفته بودند . روز سى و يكم كلانتر كسكر « 1 » با تعداد سى رأس اسب و الاغى كه بار آن ميوه و شراب از طرف خان بود به پيشواز ما آمد و به نام خان فرستادگان را خوش‌آمد گفت . مدت كوتاهى بعد از اين ، شخص خان به همراه يكصد نفر دوستانه ما را پذيرفت

--> ( 1 ) - Kesker