آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
330
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
تمام اين اختلافات بازمىگردد به اين موضوع كه حضرت محمد ( ص ) ، حضرت على ( ع ) عموزاده خود را ( كه حضرت فاطمه ( ع ) دختر خود را نيز به همسرى او داد ) براساس وصيتى كه به جاى گذاشته ، وارث رهبرى روحانى و حكومت دنيوى بعد از خويشتن دانسته است ولى چون پدران همسران حضرت محمد ( ص ) يعنى ابو بكر « 1 » و عمر « 2 » و عثمان « 3 » مردان ثروتمند و قدرتمندى بودند و كمكهاى شايان آنان سبب نيرومندى حضرت محمد ( ص ) و گسترش تعاليم ايشان در جهان آن روز شده بود ، بنابراين يكى پس از ديگرى خود را جانشين آن حضرت دانستند و گفتند كه حضرت ، خود آنان را به اين مقام برگزيده است . در اينجا ساير بزرگان اسلام نيز كه حضرت على ( ع ) و طرفداران ايشان را به سبب نداشتن ثروت زياد حقير مى - پنداشتند ، از سه نفر مزبور پشتيبانى كردند . حضرت على ( ع ) اگرچه با آنان مخالفت مىكرد ، ولى به علت نداشتن قدرت و مكنت ، بايستى شاهد باشد كه چگونه ابو بكر و عمر و عثمان حكومت را از چنگ وى به درآوردند و زمانى كه ابو بكر ثروت بازمانده را مىبرد و مىگفت ، « هر كس كه بار حكومت را به دوش مىكشد ، بايد دارائى و ثروت نيز داشته باشد » ، ساكت ماند . پس از مرگ اين سه تن ، حضرت على ( ع ) خلافت و حكومت را به دست آورد و در اين زمان بود كه به جنگهاى بزرگ ، با شهامت و دليرى دست زد . اگرچه حضرت على ( ع ) قوانينى را كه سه خليفه پيشين وضع كرده بودند كنار گذاشت و توانست از قرآن مجيد نظرات ديگرى از حضرت محمد ( ص ) را به اثبات برساند ، با اين همه قوانين قرآنى و آنچه را كه حضرت محمد ( ص ) وضع كرده بود بلاتغيير گداشت . اين مذهب به همين ترتيب سراسر عربستان ، تركيه و ايران را تا سال 1363 مسيحى ( 783 ه . ق ) فراگرفته
--> ( 1 ) - Abubeker ( 2 ) - Omar ( 3 ) - Othman