آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
331
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
بود ، تا اينكه در اردبيل مردى دانشمند بنام صفى « 1 » ظهور كرد و گفت كه از دودمان حضرت على ( ع ) و بازماندهاى از خلف ايشان حضرت امام حسين ( ع ) و فرزند ايشان حضرت امام موسى كاظم ( ع ) « 2 » است . او از خود چنان پاكى و شعور و ادراك وسيعى نشان داد كه او را شيخ « 3 » ناميدند . او زندگى را با رياضت مىگذراند و چنان كردارى داشت كه گوئى دنيا و شكوه آن معنائى براى او ندارد . شيخ صفى به آموزش و نوشتن آغاز كرد و اشاره به اين موضوع داشت كه چون حضرت على ( ع ) عمو - زاده و داماد حضرت محمد ( ص ) است ، بنابراين خلافت از آن ايشان بوده و ابو بكر و عثمان با خلافت ناحقشان به حضرت على ( ع ) و دودمان ايشان و شخص حضرت محمد ( ص ) توهين كردهاند و اكنون خداوند كه از اين بابت خشمناك شده ، صفى را برانگيخته و او را آماده ساخته است كه برترى على ( ع ) را دوباره از زير گرد و غبارى كه آن را پوشانده است به درآورد . ايرانىها كه مردمى بدعت طلباند ، بسيارىشان به شيخ صفى گرويدند و پيرو تعاليم او شدند ، بدعتهائى را كه او در دين آورده بود پذيرفتند و از تركها جدا شدند . از آنجا كه آموزش و نوآورهاى شيخ صفى شديدا با مذهب تركها منافات داشت ، آنان نيز ساكت ننشستند و با شمشير عليه ايرانيان برخاستند . ولى ايرانىها در مقابل ، روز به روز حضرت على ( ع ) را بزرگتر و مهمتر مىساختند . چون ايرانيان حضرت على ( ع ) را بسيار ارج نهادند و او را از فضيلتى آسمانى و نيروئى خداگونه برخوردار مىدانستند ، مىبايستى اخلاف ايشان را نيز بيش از مردم عادى مورد احترام قرار مىدادند ، پس شروع كردند به زيارت مقابر آنان و عبادت در كنار مزارات ايشان و صدقات بسيارى براى اين نوع مكانها در نظر گرفتند .
--> ( 1 ) - Sefi - در مورد اينكه شيخ صفى الدين اردبيلى از دودمان پيامبر اسلام و حضرت على ( ع ) باشد ، ترديد وجود دارد - م . ( 2 ) - Musai Kasim ( 3 ) - Schich