آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
318
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
است كه سوء استفادههاى بزرگ صورت مىگيرد . در بيشتر ايالات ، خوانين بايد تعداد مشخصى سرباز براى شاه تربيت و نگهدارى كنند تا در موقع ضرورت از وجود آنان استفاده شود . در اينصورت شاه از ايالتهاى مذكور فقط ماليات گمركى را اخذ مىكند و ساير وجوه را براى اداره كردن سربازان محلى به آن ايالت مىبخشد . خوانين معمولا هنگام نوروز هداياى فراوان براى شاه ارسال مىدارند . از آنجا كه خوانين در ايالات ، بهويژه ايالات مرزى چندين هزار نفر را بايد به طور دائم آماده نگه دارند ، مهيا كردن سريع يك ارتش بزرگ و اعزام آن به ميدان جنگ چندان دشوار نيست . توجه به چنين موضوعى اهميت بسيار دارد ، زيرا چپ و راست شاه دشمنانى نيرومند كمين كردهاند كه بارها موجب بروز جنگ شدهاند ، جنگ با تاتارهاى ازبك در مرزهاى خراسان ، با هنديان بر سر قندهار و هرات ، و با تركها بر سر بغداد يا بابل و ايروان پيوسته محتمل است دو ايالت و استحكامات آخرين ، بارها صحنهء جنگهاى خونين بوده است ، زيرا يك بار اين و بار ديگر آن پيروز شده و منطقه را به تصرف خود درآورده است . در تاريخ لاتين سارازنها « 1 » آمده است كه يكصد سوار ايرانى به سبب چالاكى اسبها و تجهيزات و تسليحاتى سبك كه با خويش همراه دارند قادرند با چهارصد سرباز ترك مصاف دهند و بر آنان چيره شوند سربازان ايرانى تند و چالاكاند ، همه سوارى مىدانند و حتى آنان كه بايد پياده روند بعدا سوار اسب خواهند شد . سواران ايرانى شبيه افراد اسواران ارتش ما هستند . سربازان ايرانى ، شمخال كه گويا اولين بار شاه عباس كبير وارد ارتش خود كرده است نيز حمل مىكنند . جنگافزار سواران عبارتست از تير و كمان ، زوبين ، عرادهء توپ هم دارند كه از آن بيشتر در برابر قلاع و استحكامات دشمن و در ميدانهاى كارزار استفاده مىكنند ؛ به فريب و حيله -
--> ( 1 ) - Sarazener - در قرون وسطى به اعراب اطلاق مىشده است . بعدها اروپائيان فقط مسلمين را سارازن مىناميدند - م