آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
312
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
ايرانىها و اعراب معتقدند كه حكومت ستارگان بر سرنوشت انسان ، يك امر اثبات شده است . آنها مردمى خرافاتىاند ، اگر يك منجم با پيشگوئى خود مطلبى اظهار كند ، آن را بىچون و چرا مىپذيرند . براساس خرافات ناشى از اعتقاد به احوال ستارگان روزهاى سوم ، پنجم ، بيست و سوم و بيست و پنجم هر ماه را نحس مىدانند و در اين روزها كارهاى مهم را انجام نمىدهند ، براى ساعات سعد و نحس اهميت فراوان قائلند . بزرگان قبل از مشورت با منجم لباس نو نمىپوشند ، به حمام نمىروند و بر اسب به منظور مسافرت نمىنشينند . اعمال و اعتقادات خرافى ياد شده و نيز تفأل براى آگاهى از آنچه كه در آينده رخ خواهد داد ، از نظر من داراى ارزش و اعتبار نيست . پيشگويانى را در ميدان بزرگ اصفهان ديدم كه بساط خود را پهن كرده و نشسته بودند . اين افراد بر دو نوعند : رمال « 1 » و فالگير « 2 » . رمال همان پيشگوست و با شش يا هشت تاس كه از ميان آنها دو مفتول كوچك مسين گذشته است ، از آينده خبر مىدهد . فالگير كارش گونهاى ديگرست ؛ او سى يا چهل صفحه نازك كه درازا و پهناى هر كدام به يك زول مىرسد در مقابل خود مىگسترد . در قسمت پائين اين صفحات نوشتههائى ديده مىشود ؛ مشترى بايد بر روى يكى از اين صفحهها پول بگذارد و نيت كند ، حال اولين كارى كه فالگير مىكند كاملا معلوم است ، او صفحهاى را كه پول بر روى آن قرار دارد ، ضمن خواندن چند ورد به طرف خود مىكشد و به نوشته روى صفحه نظر مىاندازد ، كتابى با خود دارد كه بسيار دراز و پهن است و قطر آن به سه چهار انگشت مىرسد ، صفحات اين كتاب با اشكالى از فرشتگان ، شيطان ، اژدها و انواع مختلف جانوران و كرمها به صورتى
--> ( 1 ) - Remal ( 2 ) - Falkir