آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
310
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
بيماران مىروند . ايرانىها چند جلد كتاب دامپزشكى درباره بيمارىهاى اسب و چند كتاب در زمينه بيمارىهاى انسان نوشتهاند . پزشك ما به سبب آشنائى با داروهاى شيميائى كه باعث بهبودى چند مريض ايرانى شده بود بين ايرانيان شهرت خوبى يافت ، به طورى كه يك بار شاه از او دعوت كرد تا از وى معاينهاى به عمل آورد . در شماخى چنان شناخته شده بود كه ايرانيان بيماران افليج ، چلاق و كور خود را تا مقابل اطاق او مىآوردند و تقاضا مىكردند كه سلامت بيماران را به آنان بازگرداند و مانند زمان حضرت عيسى مسيح ( ع ) ، پس از آنكه مداوا مىشدند بازنمىگشتند كه حتى از او سپاسگزارى كنند . تحصيل دانش ستارهشناسى يا علم افلاك مانند زمانهاى پيشين كه جنبهء جادوگرى داشت ، هنوز هم بين ايرانيان داراى ارزش بسيار است . كسانى كه در پى اين دانش هستند ، منجم ناميده مىشوند و در خدمت شاه و خوانين به انجام وظيفه مشغولند . آنان از علمى كه مربوط به حركت ستارگان مىشود و نيز از اثر ستارگان كه براساس آن به پيشگوئى مبادرت مىكنند ، چندان سر درنمىآورند . هيچكدام از آنان به آموختن علم هيئت علاقهئى ندارند و برعكس به تنجيم اهميت بيشتر مىدهند ، زيرا معتقدند كه اولى به مادرى فقير ماننده است و دومى به دخترى ثروتمند كه به يارى او مىتوان به مكنت و ثروت رسيد و نان خورد . منجم همواره اسطرلابى بر سينهء خود دارد تا در صورت لزوم آن را به كار گيرد . براى مردم عادى امكان اينكه بفهمند سرنوشت نوزاد آنان پس از تولد وابسته به كداميك از صور فلكى است وجود ندارد ، زيرا آنها فاقد وسيلهء نشاندهندهء ساعت اند كه بزرگان مملكت توسط آن و به كمك اسطرلاب از تعلق نوزادان خود به صور فلكى آنها آگاه مىشوند . براى آموزش و آگاهى از ستارهشناسى ، ايرانيان فاقد وسيلهء تعيين مختصات ستارهء مورد نظر و كرهاند ، به همين دليل وقتى كه كره خوش ساخت و شكل مرا ديدند