آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
304
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
برادر « 1 » ، دختر « 2 » ، بربر « 3 » ، و لب « 4 » . ايرانىها در حال حاضر كوشش دارند كه در كنار زبان مادرى خود به تركى نيز صحبت كنند ، بهويژه در ايالتى كه تركها به كرات آنجا را تصرف كرد ، و صاحب شده بودند . « 5 » ايرانىها به سه زبان اصلى يعنى عبرى يونانى و لاتين كوچكترين آشنائى ندارند و آموختن آن نزدشان مرسوم نيست به جاى آنها زبان عربى را كه مانند لاتين در زبان ما نفوذ زياد دارد براى نوشتن مطالب مذهبى و علمى به كار مىگيرند . اگرچه در ايران افراد قليلى هستند كه بر خلاف ما در آلمان علوم رايج را به طور اساسى فرامىگيرند و تحصيل مىكنند ، ولى مردم به اين دانشها اهميت زيادى مىدهند و به دانشمندان ارج مىنهند . آنان به اين دانشمندان فيلسوف « 6 » مىگويند . براى آموختن علوم ، اينجا و آنجا داراى آموزشگاهها و مكتبهائى هستند كه آنها را مدرسه « 7 » و آموزگاران را مدرس « 8 » مىنامند . اصول و قواعد و
--> ( 1 ) - به زبان آلمانى : Bruder ( 2 ) - به زبان آلمانى : Tochter ( 3 ) - به زبان آلمانى : Barbar ( 4 ) - به زبان آلمانى : Lippe ( 5 ) - صفحه 280 كتاب « تاريخ و فرهنگ » از زندهياد استاد مجتبى مينوى : « يك مميزهء ديگر نيز همراه تأسيس اين دولت در ايران پيدا شد و آن زبان تركى بود . زبان قبايل افشار و ذو القدر و قاجار و روملو و تكهلو و استاجلو و غيرهم كه لشكريان سلاطين صفوى و استواركننده اساس حكومت ايشان بود . خود شاه اسمعيل به خاطر اين قبايل به تركى شعر ميگفت و مردم فارسى زبان آن نواحى كه اين قبايل در آنها ملك و زمين و قدرت داشتند زبان ايشان را ياد ميگرفتند و حرف مىزدند . » - م ( 6 ) - اصل : Filosuf ( 7 ) - Medresae ( 8 ) - اصل : Mederis