آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
275
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
مىشود ، از سلطان محمود غزنوى « 1 » كه قبل از تيمور لنگ بر ايران حكومت ميكرده است حكايت مىكنند كه تا آن اندازه به قهوه علاقهمند و معتاد شده بود كه حتى همسر خود را نيز فراموش كرده بود و يك بار قبل از همخوابگى با او به علت نوشيدن زياد قهوه دچار حالت بدى شد كه تنفر وى را برانگيخت . پس از چند روز همسر شاه كنار پنجره نشسته بود و همينطور كه بيرون را تماشا مىكرد ، ديد كه يك رأس اسب نر را بر زمين خواباندهاند و مىخواهند اختهاش كنند . ملكه از نزديكان خود پرسيد با اين اسب چه كار مىكنند ؟ در پاسخ با كلماتى مؤدبانه و شايسته به او گفته شد كه مىخواهند با اخته كردن حيوان ميل جنسى و غريزى او را از بين ببرند كه بعد از اين نتواند بر روى ماديان بپرد . ملكه اظهار داشت لزومى ندارد كه اين كار را با اين دشوارى انجام دهند ، كافيست كه به اسب از اين قهوه لعنتى بنوشانند تا خيلى زود مانند شاه ناتوان و بىحال شود . از آنجا كه افراط در نوشيدن قهوه سبب از بين رفتن ميل جنسى كه طبيعت به مقدار زياد در وجود ايرانيان نهاده است و اكثر آنان به اين ميل سوموم بونوم « 2 » اهميت زياد مىدهند لذا شعرا در نكوهش قهوه بيت « 3 » زير را سرودهاند : اى سيه رو كه نام تو قهوه * قاتل نوم و قاطع شهوه « 4 » در ميدان اصفهان به غير از ميخانهها ، چاىخانهء چينى هم وجود دارد . در اينجا همچنين مكانهاى ديگر ، آب سياه رنگ داغى مىنوشند كه از پختن گياهى كه
--> ( 1 ) - اصل Sultan Mahmud Kasnin ( 2 ) - Summum bonum - به معنى بزرگترين ثروت و دارائى . و - آ . با تحقيقى كه انجام شد ريشه و معنى اين دو واژه شناخته نگرديد - م ( 3 ) - Beit ( 4 ) - نويسنده با كمى اختلاف اين شعر را به آلمانى آورده است و ما اينجا اصل شعر را آوردهايم ؛ از مقاله تاريخ قهوه و قهوهخانه در ايران - كتاب مقالههاى تاريخى و ادبى تأليف نصر إله فلسفى ، انتشارات وحيد مجلد دوم چاپ اول حاشيه صفحه 126 - م